با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید
به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين
وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد
و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد.فقط اگه می خواین از همه ی امکانات وبلاگ بهره ببرید!!!عضو شید. می خوام یه وبلاگ مستقل درست کنم که توش تمام شعرهای که نوشتم رو بذارم.منتظر باشید!
آدرس اصلی:
www.mahdipc.tk
مبارزه با فوتبال دوقطبي در كشورمان از چند سال پيش آغاز شد، سالهايي كه قهرماني در ايران در بهترين حالت يكي در ميان نصيب قرمز و آبي ميشد و در فهرست تيم ملي بجز دو سه نفر جايي براي بازيكنان غير از پرسپوليس و استقلال نبود؛ رسيدن به اين هدف مراحل مختلفي داشت.
فصل اول: جرقه مبارزه با فوتبال دوقطبي
توجه بيش از حد به پرسپوليس و استقلال سبب شده بود كه بازيكنان تمام آمال و آرزوي خود را در اين دو تيم جستجو كنند، در حقيقت پوشيدن پيراهن قرمز و آبي راه ميانبري بود براي رسيدن به تيم ملي و حتي راهيابي به تيمهاي باشگاهي خارج از كشور.
آن زمان يك شعار تكراري هم زياد شنيده ميشد، اينكه: «هر وقت پرسپوليس و استقلال قوي باشند تيم ملي قويتري هم خواهيم داشت.» اما با گذشت زمان موجي به راه افتاد تا با فوتبال دوقطبي مبارزه كند، مبارزهاي كه هدف اصلي آن گسترش فوتبال در تمام شهرهاي ايران و تقويت تمام تيمهاي حاضر در سطح اول فوتبال كشور بود تا عاقبت به افزايش كيفيت مسابقات ليگ برتر و داشتن تيم ملي قويتر بينجامد.
فصل دوم: به قدرت رسيدن باشگاههاي شهرستاني
برخي باشگاههاي شهرستاني گام نخست را براي ايستادن مقابل فوتبال دوقطبي برداشتند. اول با معرفي خود به عنوان بهترين تيم شهرستاني ليگ، بعد با قهرماني و نايبقهرماني در ليگ و جامحذفي و در نهايت خودنمايي در ليگ قهرمانان آسيا با صرف هزينههاي كلان، برنامهريزي بلندمدت و مديريت مطلوب و با ثبات.
دو قطبي قدرت در پايتخت به مرور زمان به سايه رفت، تيمهاي ديگر علاوه بر در اختيار داشتن فاكتورهاي لازم براي رسيدن به موفقيت به دليل دوري از حاشيههاي مرسوم فوتبال ما كه در پرسپوليس و استقلال بيشتر ديده ميشود گوي سبقت را از رقباي خود ربودند و درست به دليل همين ويژگيها جاذبه بيشتري براي حضور بازيكنان ستاره و آماده ليگ داشتند. پول بيشتر و آرامش تضمين شده بسياري از بازيكنان نامدار را مجاب كرد تا مثل ساليان قبل در روياي پرسپوليس و استقلال نباشند و به اين ترتيب پرسپوليس و استقلال از آن تيمهاي قدرتمندي كه روزگاري ستون تيم ملي به حساب ميآمدند فاصله گرفتند.
فصل سوم: سنتشكني در تيم ملي
تيم ملي در طول چند سال اخير نه يك باره اما كمكم به سوي سنتشكني پيش رفت، پيشتر 90 درصد فهرست مدعوين تيم ملي را سرخابيها تشكيل ميدادند، اما سهميه حضور بازيكنان پرسپوليس و استقلال در تيم ملي با درخشش تيمهاي باشگاهي ديگر از يك سو و افت سرخابيها از سوي ديگر از اردويي به اردوي ديگر كمتر شد.
اما در بين مربياني كه در راستاي مبارزه با فوتبال دو قطبي نگاهي متفاوت به ساير بازيكنان آماده ليگ داشتند بدون شك افشين قطبي سردمدار بود، جايي كه در تمام اردوهايش بيشتر از 4 بازيكن از تيمهاي قرمز و آبي پايتخت نداشت، بازيكناني كه حتي وقتي دعوت ميشدند مثل گذشته تضميني براي حضور مداومشان نبود تا اين كه عاقبت سرمربي تيم ملي با جسارتي كمنظير در آخرين تصميم خود پيش از جام ملتها تيمش را با دو بازيكن از پرسپوليس و يك بازيكن از استقلال بست تا به نوعي خطر بزرگي كرده باشد. اين موضوع براي هواداراني كه روزگاري تيم ملي را به واسطه حضور بازيكنان تيم محبوبشان در مالكيت خود داشتند بسادگي قابل پذيرش نبود و همين ميتوانست محبوبيت تيم قطبي را تحتتاثير قرار دهد، اما او ايستاد و ترجيح داد كه پايبند تفكرات خودش باشد تا فضاي حاكم بر فوتبال ما.
نكته: افشين قطبي در طول مدت حضورش در تيم ملي در مبارزه با فوتبال دوقطبي سردمدار بود. او براي نخستين بار با دعوت از 3 بازيكن سرخابي سنتشكني و در شروع مسابقات جام ملتها چهره تازهاي از تيم ملي را رونمايي كرد
انتقاد هميشه و در هر حالتي در فوتبال ما بوده و هست، اين بار هم مستثني نبود، اين كه بازيكنان باتجربه پرسپوليس و استقلال به خاطر بازي كردن در شرايط سخت بيشتر به درد تيم قطبي ميخوردند يا اين كه با حضور پر تعداد بازيكنان سپاهان و ذوب آهن در تيم ملي قطب ديگري بر فوتبال ملي سايه افكنده و به جاي دو قطبي بودن تك قطبي شده يا از اين دست، اما با چشمپوشي از اندك اشتباهاتي كه متوجه فهرست منتخب افشين قطبي بود، بايد گفت تمام بازيكناني كه عازم دوحه شدند تقريبا از بهترينهاي ليگ هستند و اتفاقا حتي اگر تجربه بازي در تيمهاي بزرگ پرسپوليس و استقلال را ندارند، اما تجربه حضور در ميدانهاي بزرگ آسيايي همراه تيمهاي باشگاهيشان را در كارنامه دارند.
فصل چهارم: توانستن
همه منتظر شروع جام ملتها بودند تا در ميدان عمل مشخص شود كه تيم قطبي با تمام ويژگيهايش چند مرده حلاج است، بازي ايران با غلبه بر عراق، مدافع عنوان قهرماني رونمايي شد و برخلاف پيشبينيها نشان از آمادگي و قدرت مليپوشان ما داشت.
بعد از پيروزي بر عراق خيليها درصدد برآمدند تا به واسطه گلهاي رضايي و مبعلي سند پيروزي تيم ملي را به نام پرسپوليس و استقلال بزنند، حتما اگر كريم انصاريفرد هم در فصل نقل و انتقالات به پرسپوليس ميپيوست حالا پيروزي بر كره شمالي با تكگل 3 امتيازي اين مهاجم دليل ديگري ميشد براي حمايت از فوتبال دوقطبي، اما واقعيت اين نيست، رضايي و مبعلي مهاجمان تيم ملي هستند و چه وظيفهاي غير از گلزني براي يك مهاجم در اولويت است، اگر كمي منصفانه عملكرد تيم ملي را بررسي كنيم آن وقت خواهيم گفت كه از بازي زيباي تكتك بازيكنان نميتوان گذشت.
سپاهان، ذوبآهن، ملوان، سايپا، پرسپوليس، استقلال و بقيه به يك اندازه سهم دارند و اين شايد بزرگترين تفاوت تيم قطبي با تيمهاي ملي در ادوار گذشته است.
فصل پنجم: ردپاي قطبي در شكستن حصار دوقطبي
در مورد موفقيت تيم ملي در دوحه تا اين مرحله كساني كه تجربه همراهي اين تيم را به عنوان كادر فني دارند نظر جالبي دارند، نظريهاي كه اتفاقا مبتني بر فاصله گرفتن قطبي از انتخاب بيرويه بازيكنان سرخابي است.
پيشتر يعني سالهايي كه تركيب اصلي تيم ملي در اختيار پرسپوليسيها و استقلاليها بود، گاهي بازيكناني كه حتي شايسته نبودند جايگاه خود را تضمين شده ميدانستند.
همين افراد با ايجاد تفرقه و حاشيه در اردوها باند تشكيل ميدادند و تيم ملي از هدف اصلي خود دور ميشد. عدهاي بر اين باورند كه قطبي با شناخت از فوتبال ما كمكم بازيكنان كمحاشيه را به اردو فراخواند تا تيمش از چنين آفتهايي مصون بماند. بازيكناني كه به دوحه اعزام شدند اغلب در چارچوب اين تفكر ميگنجند و از معدود دفعاتي است كه تيم ملي ما بدون حاشيه و متحد پيش ميرود.
بنابراين شكسته شدن حصار دوقطبيها توسط افشين قطبي چندان هم به ضرر تيم ملي نشده است و بعيد نيست كه با قهرماني ايران در جام ملتها به پايان برسد، به نظر ميرسد پرسپوليس و استقلال براي اين كه از قافله عقب نمانند بايد براي بهتر بودن بيشتر از اينها تلاش كنند.