تاكنون به نكات مختلفي از سفر اشاره كردهايم، كسب تجربه، آشنايي، گسترش شبكه ارتباطي، عبادت و نيايش و...؛ اما فراتر از همه اين نكات باز هم اگر بخواهيم از سفر بنويسيم، نكات بسيار ديگري نيز در آن نهفته است، از جمله اينكه بسياري سفر را با هدف تجارت و كسب و كار انجام ميدهند.
رفتن از سرزميني به سرزمين ديگر، شناخت نيازهاي آدميان، خريد از يك سرزمين و فروش در سرزميني ديگر. هم سياحت است و هم تجارت، هم آشنايي است و هم پاسخگويي به نيازهاي اقتصادي مردم سرزميني ديگر.
هنگامي كه با تاجران و اصحاب كسب و كار سخن ميگويي همواره يك صفت مشترك بين آنها مييابي و آن هم سفر كردن است ، ذات كسب و كار با سفر و آشنايي آميخته است. بايد بسيار سفر كرد، بسيار شناخت ، بسيار دانست كه در كجا چه ميتوان فروخت و از كدام سرزمين چه ميتوان براي سرزمين ديگر رهتوشه برد.
البته اينگونه نيست كه بسياري كه به قصد تجارت ميروند تمام وقت خود را صرف تجارت كنند، بلكه بيترديد حسي در درون اين افراد وجود دارد كه سفر كردن به حس آنها پاسخ ميدهد و تجارت تنها بخشي از هدف سفر آنها را تشكيل ميدهد و اين افراد بخشي از زمان خود را به ديدار و سياحت و آشنايي با سايرين اختصاص ميدهند و اتفاقا بخشي از يك كسب و كار موفق مرهون همين تجربه فردي است ، به همين سبب تجار و اهالي كسب و كار افرادي باتجربه هستند ، با اقوام مختلف آشنايي دارند ، روحيات مردم را ميشناسند ، بخوبي ميدانند كه با اقوام مختلف چگونه ارتباط برقرار كنند ، هر منطقهاي چه نيازمنديهايي دارد و به چه شيوهايي اين نيازها بايد پاسخ گفته شود و خلاصه اينكه بسياري از تجار به زبانهاي خارجي مسلط هستند ، به دليل اينكه ميدانند شرط برقراري ارتباط با افراد از ساير فرهنگها همين آشنايي به زبان و فرهنگ اقوام است.
اگر با اين ديد به سفر نگاه كنيم، سفر منظومهاي ميشود با اهداف مختلف كه هر كدام در جاي خود ارزشمند است ؛ البته بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه براي رسيدن به هر يك از اين مهارتهايي كه در ارتباط با مزاياي سفر مطرح كرديم ، نياز است تا در كار خود ممارست داشته باشيم ، سفر بايد به گونهاي به سبك زندگيمان تبديل شود، بايد در سفر كردن استمرار داشته باشيم ، دائم هدف خود را از سفر مرور كنيم، ببينيم به دنبال چه هستيم؟ هدفمان از سفر چيست؟ اين سفر به چه منظور صورت ميگيرد و....
به همين سبب كساني كه سفر را به عنوان تسهيلگر تجارتشان انتخاب كردهاند، بيش از هر چيز نياز دارند كه با نگاه كنجكاوانه فرصتهاي پيرامونشان را مرور كنند، چون امكان دارد كسي كه با نگاه جستجوگر به اطراف خود مينگرد، نكاتي ببيند كه با ديده معمولي نتوان آنها را يافت.
همچنين كسي كه در سر سوداي تجارت دارد، نياز دارد كه با آداب و رسوم اقوام مختلف آشنايي داشته باشد ، بنابراين در كنار سفر بايد مطالعه را به عنوان يكي از اصليترين نيازهاي كار خود همواره مدنظر قرار دهد، هرچند اين امر در ارتباط با ساير اهداف سفر نيز مصداق دارد و هر كدام از ما در هر برهه زماني نياز داريم كه درباره علاقهمنديها و نيازهاي فكري و روحيمان مطالعه كنيم.