پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
تفاخر به نخواندن
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 53
نویسنده : mahdipc
چند شب پيش در يكي از برنامه‌هاي تلويزيوني، تهيه‌كننده و كارگردان يك فيلم سينمايي مهمان برنامه بودند و درخصوص فيلم جديد خود با مجري برنامه گفت‌وگو مي‌كردند.

مجري در بخشي از صحبت خود، فضاي كلي فيلم را به يكي از آثار سينمايي خارجي شبيه دانست. تهيه‌كننده در پاسخ به اين اظهار نظر اعلام كرد كه مدت‌هاست فيلم خارجي نمي‌بيند و از اين موضوع همه دوستان و همكارانش نيز باخبر هستند. اين تهيه‌كننده در پايان از اين صحبت‌ها نتيجه گرفت كه چنين شباهتي واقعي نيست.

فيلمنامه اين فيلم پيش از آن‌كه توسط اين فيلمساز حاضر در برنامه نوشته شده باشد، توسط كارگردان ديگري نوشته شده بود. وقتي از اين فيلمساز سوال شد آيا فيلمنامه قبلي را خوانده، با صراحت اين موضوع را رد كرد و گفت: عمدا فيلمنامه را نخوانده تا شباهتي ميان داستانش با آنچه كه قبلا توسط فرد ديگري نوشته شده است، وجود نداشته باشد.

بارها با كارگردان‌ها، فيلمسازان و بازيگراني مواجه شده‌ايم كه به سادگي از كتاب نخواندن و فيلم نديدن صحبت كرده‌اند و با چنين حرفي سعي كرده‌اند خيال مخاطب خود را از بابت هرگونه شباهت احتمالي ميان آثار آنها و نمونه‌هاي موجود را راحت كنند.

برخي از آنها مي‌گويند «وقت» ندارند و برخي ديگر هم مي‌گويند اين آثار ارزش ديدن ندارد! منبع تغذيه فكري فيلمسازان ما چيست؟ آيا فيلم خارجي و داخلي ديدن، كتاب خواندن، خواندن نقدهاي نشريات و... تنها وظيفه ما خبرنگاران است تا بر پايه و اساس اين اطلاعات، براي فيلم‌ها مطالب غيرتكراري بنويسيم و در مصاحبه‌هاي خودمان از فيلمسازان سوال‌هاي غيرتكراري بپرسيم يا اين‌كه فيلمسازاني هم كه مسووليت تغذيه فكري جامعه را به عهده دارند نيز بايد چنين مسيري را طي كرده و با اضافه كردن به سواد و دانش خود، آثاري را توليد كنند كه براي مخاطب، اثري سرشار از خلاقيت و جذابيت باشد؟ آيا در سينماي اروپا نيز فيلمسازان با افتخار از نديدن فيلم‌هاي همكاران خود و نخواندن كتاب سخن مي‌گويند؟ شايد فيلمسازي هم، موقعيت و جايگاهي است كه افراد به محض دستيابي به آن، با شيوه‌هاي كشف و شهودي با عالم غيب ارتباط برقرار مي‌كنند و ديگر نيازي به هيچ نوع تغذيه فكري ندارند؟

رضا استادي ‌
‌ گروه فرهنگ و هنر




دارو‌هاي جديد بدون حمايت بيمه
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 57
نویسنده : mahdipc
2 سال پيش بود كه داروي آنژي پارس وارد بازار دارويي كشور شد؛ دارويي جديد كه اتفاقا توليد كشور خودمان بود و در واقع براي اولين بار براي زخم پاي ديابتي‌ها، دارويي توليد مي‌شد.

براي رونمايي‌اش حتي خبرنگاران خارجي هم حضور داشتند و مراسم باشكوهي برگزار شد. اتفاقا نتايج اوليه درخصوص اثرپذيري دارو هم نشان مي‌داد كه دارويي خوب و ثمربخش است.

مشكل فقط يك چيز بود، قيمت داروي آنژي پارس كه حدود 250هزار تومان مي‌شد و قاعدتا براي همه بيماران ديابتي كه دچار زخم پا شده بودند قابل تهيه و خريداري نبود بنابراين بايد بيمه وارد ماجرا مي‌شد، دلايل محكمي هم براي بيمه شدن آنژي پارس وجود داشت ، اول اين‌كه دارويي ايراني بود و براي ارج نهادن به محصول ايراني بهتر بود راحت‌تر در اختيار بيماران كشور قرار مي‌گرفت و دليل بعدي اين‌كه در مجموع زخم پاي ديابتي، عامل حدود 80 در صد موارد قطع عضو در بيماران ديابتي است. همچنين براساس مطالعات متعدد بين 14 تا20 درصد از بيماران ديابتي در طول زندگي نياز به قطع عضو پيدا مي‌كنند.

به هر حال از آن روزها 2 سالي گذشته است اما به گفته شركت توليدكننده آنژي پارس هنوز هم اين دارو بيمه ندارد. به گفته كامران معتمدي، مجري طرح آنژي پارس براي جبران وعده‌هاي بي‌سرانجام بيمه اين دارو، قرار شده دارو به شكل بسته‌هاي كوچك در اختيار بيماران قرار گيرد.

به گفته او از آنجا كه اغلب بيماران قدرت خريد پكيج 45 روزه و 257 هزار توماني داروي آنژي پارس را نداشتند، قيمت دارو 20 درصد كاهش و پكيج 45 روزه آن به پكيج يك‌سوم و براي 15 روز تغيير يافت. اما بايد گفت كه پروتكل درمان استفاده از داروي آنژي پارس براي يك زخم متوسط همان 45 روز است نه 15 روز و با يك‌سوم كردن پكيج درمان آنژي پارس تنها سعي شد شرايط خريد اقساطي اين دارو براي بيماران فراهم شود.

به اين ترتيب درمان 45 روزه با داروي آنژي پارس از 257 هزار تومان به 206 هزار تومان كاهش يافت و پكيج يك ‌سومي اين دارو نيز با قيمت 68 هزار و 500 توماني در اختيار بيماران قرار مي‌گيرد. به گفته معتمدي جمعيت مصرف‌كنندگان داروي آنژي پارس حدود 50 تا 60 هزار بيمار است كه مسلما با بيمه شدن اين دارو، بيماران بيشتري مي‌توانند از اين دارو استفاده كنند و بيمه شدن اين دارو به نسبت هزينه‌هاي درمان و قطع عضو، مقرون به صرفه‌تر است.

مستوره برادران نصيري
گروه جامعه




بازنگري در داوري فوتبال
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 58
نویسنده : mahdipc
علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال بتازگي مدعي شده است براي جلوگيري از اشتباهات پي‌درپي، قصد ايجاد تغيير در ساختار داوري فوتبال ايران را دارد؛ جمله‌اي كه براي من كاملا مبهم و نامفهوم است.

اگر منظور رئيس فدراسيون، تغيير قوانين داوري است كه حتي فيفا مجاز به اين كار نيست و قوانين اين رشته، توسط مراجع خاص قانونگذاري آن وضع يا تغيير پيدا مي‌كنند. اگر هم منظور كفاشيان، طريقه اجراي قوانين توسط داوران است كه اين موضوع ربطي به ساختار داوري ندارد و بايد با آموزش و هدايت هرچه بهتر داوران، عملي شود.

برداشت ديگري كه مي‌توان از صحبت‌هاي رئيس فدراسيون به عمل آورد، تصميم او به تغيير چارت كميته داوران است.

به طور كلي، كميته داوران فوتبال ايران از هيات‌رئيسه و دپارتمان‌ داوري تشكيل شده است و در سال‌هاي اخير، تغييراتي پي‌درپي در آن به وجود آمده كه هيچ‌كدام راهگشا نبوده‌اند.

آنچه مسلم است اين‌كه بنابر اعلام فيفا، مثل ديگر فدراسيون‌ها از سال 2011 ناگزيريم يكي از اعضاي هيات‌رئيسه فدراسيون فوتبال را به عنوان رئيس كميته داوران معرفي كنيم.

اين حركت به مفهوم ارتقاي شأن و مرتبه داوري و حضور بي‌واسطه كميته داوري در هيات‌رئيسه فدراسيون است و به طور خودكار، همكاري عناصر مختلف را به همراه مي‌آورد؛ ضمن اين‌كه تاكيد فيفا، بر استفاده از عناصر كاركشته داوري در كميته داوري است كه نقشي تعيين‌كننده در حمايت و كمك به چرخش مطلوب و تخصصي امور ايفا خواهد كرد.

اميدوارم اين نقيصه نيز در آينده‌اي نزديك رفع شود تا پس از اين، شاهد اتفاقاتي نظير واقعه عجيب و بحث‌برانگيز ديدار ذوب‌آهن و مس نباشيم؛ ديداري كه در آن داور نه دچار اشتباه در تشخيص، بلكه از سر بي‌اطلاعي يا هر دليل ديگري دچار تخطي و لغو قانون شد. مشابه اين اتفاق، در ديدار ازبكستان و بحرين در مقدماتي جام‌جهاني گذشته رخ داد كه فيفا ضمن تجديد آن مسابقه، داور ژاپني و دستياران او را از فهرست بين‌المللي خارج كرد. به اعتقاد من، حالا كه در مورد ديدار ذوب‌آهن و مس، طرح دعوي شده است، اين دعوا بايد در مرجعي رسيدگي شود كه آن مرجع، جايي جز كميته انضباطي نيست و از آنجا كه طبق ماده 44 انضباطي مصوب سال 1388 «چنانچه آيين‌نامه برگزاري ليگ در موردي سكوت اختيار كرده بود، ملاك عمل، رويه AFC و فيفا خواهد بود» بايد طبق رويه فيفا در بازي ازبكستان ـ بحرين، ديدار تيم‌هاي مس و ذوب‌آهن را تجديد و با داور يا داوران متخلف برخورد كنيم. همين جديت و قاطعيت در اعمال قانون مي‌تواند تا حدي از بروز مشكلات بعدي و تكرار اتفاقات مشابه پيشگيري كند.

سيدرضا غياثي / رئيس پيشين كميته داوران فدراسيون فوتبال




مردودي‌هاي جنگ غزه
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 52
نویسنده : mahdipc
در 7 دي ماه 1387 رژيم صهيونيستي با بهره‌گيري از تمام امكانات و تجهيزات نظامي و تبليغاتي حملات همه جانبه‌اي را به غزه آغاز كرد. اين رژيم نه تنها از ادوات سنگين بلكه از سلاح‌هاي ممنوعه مانند بمب‌هاي فسفري براي كشتار 5/1 ميليون ساكن غزه بهره برداري كرد.

اكنون 2 سال از آن زمان مي‌گذرد و در شرايطي كه توجه افكار عمومي بار ديگر به غزه معطوف شده، بررسي تحولات 2 ساله غزه برندگان و بازندگان اين تحولات را آشكار مي‌سازد. در اين ارزيابي چند نكته قابل توجه است.

اولا رژيم صهيونيستي كه در جنگ 22 روزه شكست سنگيني را متحمل شده بوده در طول 2 سال گذشته نه تنها به اهداف خود براي به سازش كشاندن ساكنان غزه به دليل ادامه محاصره غزه و عدم بازسازي اين منطقه دست نيافته، بلكه مقاومت و پيگيري‌هاي مردم غزه و دولت حماس سبب شده تا در نهايت كميته‌هاي حقيقت ياب جنگ نظير كميته گلدستون خواستار محاكم سران رژيم صهيونيستي به عنوان جنايتكار جنگي شوند. بيداري افكار عمومي جهان در حمايت از فلسطين كه در برپا كردن تظاهرات ضد صهيونيستي و ايجاد كاروان‌هاي امداد رساني مشاهده مي‌شود، از ديگر ناكامي‌هاي صهيونيستها در برابر غزه در عرصه تبليغات و رسانه است. اكنون مردم جهان خواستار حمايت از مردم غزه و مجازات سران رژيم اشغالگر به عنوان جنايت كار جنگي هستند. تصويب 4 قطعنامه در مجمع عمومي سازمان ملل عليه صهيونيست‌ها در يك روز خود سندي بر نگاه ملتهاي جهان به فلسطين است كه از دستاوردهاي جنگ 22 روزه غزه است.

ثانيا برخي كشورهاي عربي كه از يك سو مقاومت را تهديدي براي آينده خود دانسته و از سوي ديگر روند سازش را در پيش گرفته‌اند را مي‌توان بازنده ديگر اين تحولات دانست. برخي كشورهاي عربي مانند اردن، مصر، عربستان و... كه در طول جنگ 22 روزه غزه خواسته و ناخواسته به حمايت از رژيم صهيونيستي پرداخته بودند اكنون نيز در 2 سال گذشته بدون توجه به تعهدات خود براي كمك و بازسازي غزه و حتي با اجراي اقداماتي نظير سكوت در برابر حملات مكرر صهيونيستها به غزه و ساخت ديوار فولادي در مرزهاي مصر و غزه، همچنان بر عدم توجه به مسائل فلسطين ادامه دادند اين كشورها با تغيير جايگاه دوست و دشمن عملا در مسير خواست صهيونيستها و برخي كشورهاي غربي گام برداشتند.

ثالثا محور ديگر بازندگان جنگ غزه را كشورهاي غربي، آمريكا و سازمانهاي بين‌المللي تشكيل مي‌دهد. آنهايي كه ادعاي كمك به بشريت و احقاق حقوق افراد را دارند در 2 سال گذشته كارنامه‌اي نه چندان موفق از خود برجاي گذاشته‌اند. عدم تلاش براي شكست محاصره غزه، راي منفي به گزارش گلدستون در شوراي حقوق بشر و مجمع عمومي سازمان ملل،‌اعمال فشار بر كشورهاي عربي براي سازش با صهيونيستها و خودداري از كمك به غزه و... را مي‌توان از تحركات آنها دانست.

با توجه به آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه پس از گذشت 2 سال از جنگ 22 روزه غزه همچنان پيروزي مقاومت در برابر دشمنانشان را به همراه داشته است. اين در حالي است كه زوال صهيونيست‌ها و حاميان آنها همچنان ادامه دارد. 

قاسم غفوري-جام جم آنلاين




جشنواره‌ سينمايي براي آثار تلويزيوني
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 66
نویسنده : mahdipc
چند سالي است كه تلويزيون توليد فيلم سينمايي را متوقف كرده است؛ فيلم‌هايي كه در قطع 35 ميلي‌متري توليد مي‌شدند و هزينه بسيار بالايي را به خود اختصاص مي‌دادند.

 البته تلويزيون همواره براي اكران اين گونه آثار با توزيع‌كنندگان سينما و سينماداران مشكل داشت چون طبق يك سنت نانوشته سينماداران از اكران فيلم‌هاي تلويزيون طفره مي‌رفتند.

حالا تلويزيون چند سالي است روي توليد فيلم‌هاي تلويزيوني متمركز شده است، فيلم‌هايي كه هميشه جايي براي نمايش دارند. اما زماني كه تلويزيون توليد آثار سينمايي را متوقف كرد، بخش ويدئويي جشنواره فيلم فجر فعال‌تر شد و براي اين بخش چه فيلمي بهتر از فيلم‌هايي كه در مركز سيما فيلم توليد مي‌شوند به همين دليل چند سالي است كه تله فيلم‌هاي تلويزيوني پاي ثابت بخش ويدئويي جشنواره فيلم فجر هستند.

هر ساله تعداد زيادي از اين فيلم‌ها كه بيشتر آنها را كارگردانان صاحب نام سينما مقابل دوربين برده‌اند در جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي‌آيند و جوايزي را نيز از آن خود مي‌كنند بنابراين مي‌توان گفت كه حضور تلويزيون در جشنواره فيلم فجر خيلي بيشتر از زماني شده است كه تلويزيون فيلم سينمايي در قطع نگاتيو توليد مي‌كرد.

امسال هم مانند سال‌هاي قبل، سيما فيلم تصميم دارد حضوري فعال در مهم‌ترين جشنواره سينمايي كشور داشته باشد به همين دليل 24 فيلم از توليدات خود را به جشنواره فيلم فجر ارسال كرده است.

نكته جالب در اسامي كارگرداناني كه اين فيلم‌ها را ساخته‌اند اين است كه برخي از آنها از سينما به تلويزيون آمده‌اند اما امسال در سينما فيلمي ندارند اما با فيلمي تلويزيوني در جشنواره حضور دارند و مي‌توان گفت كارگردانان سينما رقابت تنگاتنگي در بخش ويدئوي جشنواره دارند.

از ميان اين كارگردانان مي‌توان به داريوش مهرجويي، محمدمهدي عسگرپور، ماني حقيقي، بهنام بهزادي، سعيد ابراهيمي‌فر، مهدي صباغ‌زاده، احمد اميني، شاهد احمدلو، بيژن ميرباقري و... اشاره كرد.

اين درحالي است كه كارگرداناني مانند اميني، احمدلو، صباغ‌زاده، سعيد ابراهيمي‌فر و شاهد احمدلو چند سالي است به جاي ساخت فيلم براي سينما فعاليت خود را در تلويزيون متمركز كرده‌اند.

البته علاوه بر اين فيلمسازان كه هم در تلويزيون و هم در سينما فعاليت دارند چند كارگردان تلويزيوني هم با آثار متفاوت متقاضي شركت در جشنواره فيلم فجر هستند كه از ميان آنها مي‌توان به مسعود آب‌پرور، سيدرضا بهشتي و... اشاره كرد.

طاهره آشياني
گروه راديو و تلويزيون




تلويزيون و احياي سنت‌هاي بومي
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 53
نویسنده : mahdipc
مسعود روشن‌پژوه كه بيشتر عمر خود را در سفر گذرانده و براي اجراي مسابقات مختلف به شهرستان‌هاي دور و نزديك سفر كرده است در گفت‌وگوي خود توجه به مسابقات بومي و محلي را يك ضرورت فراموش شده ذكر كرده است.

نكته جالب در باره اين‌ گفته اين است كه يك مجري تلويزيون نگران فراموش‌شدن بازي‌هاي بومي است در حالي كه مسوولان و نهادهاي ديگري مثل ميراث فرهنگي بايد چنين نگراني‌هايي داشته باشد و تلاش كند بازي‌هاي بومي كه ريشه در سنت و فرهنگ كشور ما دارند در گذر زمان و تغيير شرايط كشور به فراموشي سپرده نشود.

چون آداب و سنن يك كشور تمدن آن سرزمين را مي‌سازد و تمدن باعث افتخار نسل‌هاي مختلف مي‌شود، اما از آنجايي كه در كشور ما طبق يك قانون نانوشته تلويزيون بايد در همه امور پيشقدم شود بايد اين توقع را هم داشت كه در احياي بازي‌ها و آداب سنتي و بومي كشورمان تلاش كند. در سال‌هاي اخير برنامه‌هاي مختلف تلويزيون اعم از نمايشي و غيرنمايشي كمبودها و كم‌توجهي‌ها به مسائل مختلف را به مسوولان گوشزد كرده‌اند.

اكنون تلويزيون با داشتن بيش از 30 مركز صداوسيما در استان‌هاي كشور به چشمي بينا تبديل شده كه مي‌تواند همه امور كشور را رصد كند، نقاط قوت را بيابد و آنها را تقويت كند. وقتي تلويزيون شناسايي داشته‌هاي اجتماعي و فرهنگي را آغاز كند مسلما نقاط مغفول مانده شناخته مي‌شود.

يكي از مواردي كه ساليان سال است به آن كم‌توجهي شده بازي‌هاي محلي است كه هنوز در برخي از شهرستان‌ها بين كودكان و بزرگسالان رواج دارد. بازي‌هايي مانند چوگان كه ابتدا در ايران شكل گرفت و بعد به كشورهاي خارجي راه يافت و اكنون در كشور ما به بازي فراموش شده تبديل شده، اما در خارج از كشور به عنوان يك ورزش همگاني رواج دارد.

بازي 7 سنگ يكي از بازي‌هاي دوست‌داشتني و مهيج ايراني بود كه در همه جاي ايران، كودكان از آن لذت مي‌بردند، اما اكنون به بازي مهجور تبديل شده كه فقط در شهرستان‌هاي دورافتاده كه بچه‌ها به امكانات شهري مدرن دستيابي ندارند، ديده مي‌شود.

بازي‌هايي نيز هستند كه در شهرهاي مختلف به شكل بومي بين مردم منطقه طرفداران زيادي دارد كه ما از آنها بي‌خبريم، اما مي‌توان با شناساندن آنها به مردم به فرهنگ مردم منطقه ماهيت فرهنگي داد. اين ماهيت مي‌تواند در خودباوري مردم نقش موثري داشته باشد.

ايران سرزمين پهناوري است كه در گوشه و كنار آن آداب و سنن مختلفي برگزار مي‌شود. اين آداب زماني زنده مي‌مانند كه به آنها توجه شود. توجه به آداب بزرگ و كوچك يعني احترام گذاشتن به قشري از مردم كه جزو ملت ايران هستند.

تلويزيون كشور ما با داشتن دوربين در سراسر كشور مي‌تواند همه اين آداب و سنن را در قالب آثار نمايشي و مستند ضبط كند و با نمايش آنها همه مردم ايران را با هم دوست و هم‌فرهنگ كند بنابراين نگراني مسعود روشن‌پژوه را به عنوان مجري رسانه ملي مي‌توان با ارزش دانست و به اين نكته رسيد كه اگر همه دست‌اندركاران تلويزيون دلسوز فرهنگ ايراني باشند بازهم مي‌توان به احياي سنت‌هاي بومي در ايران اميدوار بود.

طاهره آشياني




كشتي آزاد ايران راه به خطا مي‌رود
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 56
نویسنده : mahdipc
كشتي ايران با اين همه قدمت و پيشينه روشن، متاسفانه مدتي است كه راه به خطا مي‌رود و اين البته منهاي عملكرد موفق كشتي فرنگي است كه با مديريت محمد بنا طي دو، سه سال اخير راهي متفاوت از كشتي آزاد در پيش گرفته است.

هر چند كه شايد مسوولان فدراسيون كشتي با 7 مدال طلاي كسب شده در بازي‌هاي آسيايي گوانگجو، خود را بر برج عاج ببينند و چندان انتقادها را برنتابند، اما از اين 7 طلا، 4 طلا توسط فرنگي‌كارها حاصل شد تا صرف موفقيت كاروان ايران در اين بازي‌ها، نقاط ضعف كشتي چندان مورد توجه قرار نگيرد.

اصولا ايراد اساسي اين است كه با هر موفقيت نسبي، كشتي دلخوش شده و غافل از اين مي‌شود كه مهم موفقيت در مسابقات جهاني و صدالبته بازي‌هاي المپيك است كه متاسفانه اكنون دو دوره است در اين بازي‌ها صاحب طلايي نمي‌شويم و ترس از اين است كه با وضعيت فعلي و روندي كه در حال حاضر مورد توجه مسوولان است، ناكامي بزرگ‌تري براي كشتي آزاد ايران در المپيك 2012 لندن رقم بخورد.

با كمال تاسف بايد عرض كنيم كه كشتي آزاد ما بعد از ناكامي بزرگ در بازي‌هاي المپيك 2008 پكن و با وجود تمام وعده‌ها براي جوانگرايي و پشتوانه‌سازي، تا به امروز مسير درستي را در پيش نگرفته و نتوانسته است چهره‌هاي مطرح و قابل اتكايي را به تيم ملي تحويل دهد.

بيشتر كساني كه امروز عضو تيم ملي هستند، يا محصول سال‌ها قبل هستند يا اين‌كه عمر قهرماني‌شان به پايان رسيده است.

در اين بين در تيم ملي نيز روي يك پاشنه چرخيده است تا بدون تفكر و برنامه‌ريزي روشن و حساب شده، فرقي بين حضور در مسابقات بين‌المللي مختلف گذاشته نشود و براساس آن بدنه تيم ملي كشتي آزاد ما بدون حضور پشتوانه‌ها، نحيف و نحيف‌تر شود.

البته بيان اين مساله به هيچ‌وجه ناديده گرفتن زحمات و تلاش‌هاي محمدرضا يزداني‌خرم در مقام رئيس فدراسيون نيست، چون او به عنوان يك مدير ورزشي، نه خبره و اهل فن كشتي، طي اين سال‌ها كوشيده است همه گونه امكانات و موقعيت را براي موفقيت كشتي‌گيران به وجود آورد، اما ايراد اصلي متوجه به‌ اصطلاح كساني است كه بيش از منافع ملي كشتي، به منافع شخصي خود فكر مي‌كنند.

اين عده يا مي‌خواهند مدام در سفرهاي برون‌مرزي كشتي باشند يا چون حضور ديگران مي‌تواند دايره نفوذ آنان را در تيم ملي محدود كند، به هر دري تا امروز زده‌اند تا حضور ديگران را سد كنند كه متاسفانه اين سياست سوال‌برانگيز و خودخواهانه، امروز به آنجا منجر شده كه گرداگرد كشتي آزاد ما، مردان فني قوي كمتري حضور دارند.

در نظر بگيريد كه از پيامدهاي اين سياست‌هاي غلط در كشتي است كه شأن و جايگاه مسابقات قهرماني ايران، روز به روز تحليل رفته و از آن به عنوان مسابقاتي بي‌خاصيت و بدون كيفيت فني ياد مي‌شود.

در همين مسابقات قهرماني كشور كه چند روز پيش به ميزباني تهران در سالن شهداي هفتم تير برگزار شد ، جهت دلخوشي نيز يك پديده عرض‌اندام نكرد تا وضعيت بغرنج كشتي آزاد ما بيش از پيش خود را نشان دهد.

باز از سياست‌هاي غلط حاكم در كشتي است كه ليگ كشتي تنها براي پركردن تقويم فدراسيون برگزار مي‌شود، بدون آن كه اصولا هدفي بر برگزاري اين رقابت‌ها مترتب باشد و بتواند باري را از دوش كشتي ايران بردارد.

در اين رقابت‌ها كه از ديروز آغاز ‌شد، پيش از شروع دو تيم كنار كشيدند،ضمن آن‌كه اصولا در كشتي فرنگي تنها 3 تيم در ميدان حاضرند كه قطعا ديگر اسم آن‌را نمي‌توان ليگ گذاشت.

بي شك در كشتي ايران اگر مي‌خواهيم به اهداف بزرگ برسيم و همچنان به عنوان ورزش اول به جلو حركت كنيم، بايد تفكرات بزرگ داشت و ميادين بزرگ جهاني و المپيك را مورد توجه قرار داد و به حداقل‌ها هم راضي نشد.

به طور طبيعي كشتي آزاد ما زماني مي‌تواند ادعا كند كه موفق بوده تا در المپيك لندن دست به كار بزرگي زده و حداقل دو، سه مدال طلا را به ورزش ايران تقديم كند، چه در غير اين صورت و تعريف شدن هدف‌هاي كوچك براي كشتي، نمي‌توان مدعي بود كه راه را درست رفته‌ايم.

بايد توجه نمود كه همين ليگ را نيز مي‌توان مثل دهه 60 و 70 پرثمر برگزار كرد؛ ليگي كه در آن استعدادها به جوشش و خروش درآمده و از دروازه آن به تيم ملي برسند.

درست مثل زماني كه امثال دبيرها، حيدري‌ها و جديدي‌ها با صيقل خوردن در عرصه ليگ، جوهره وجودي خود را شكوفا ساخته و به بزرگي در كشتي دنيا رسيدند.

حجت‌الله اكبرآبادي 
دبير گروه ورزش




دو جنگ ، دو پيروزي
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 47
نویسنده : mahdipc
حمله عراق به سركردگي صدام كه آخر شهريور سال 59 آغاز شد و تا مرداد سال 67 با حمايت همه‌جانبه قدرت‌هاي بزرگ شرق و غرب و كشورهاي مختلف ادامه يافت ، «دفاع مقدس» هشت ساله ملت ايران را به عنوان طولاني ترين جنگ قرن بيستم رقم زد.

ولي ظاهراً تقدير چنين بود كه باز هم اين عدد «هشت» در كنار« دفاع مقدس» و در عرصه‌اي پيچيده تر، دوران ديگري از حماسه و هوشياري ملت ايران را به رخ بكشد.

اين بار اين تهاجم از اواخر خرداد 88 آغاز شد و تا دي 88 ادامه يافت و «8 ماه دفاع مقدس» را در برابر فتنه‌اي پيچيده و تودرتو خلق كرد.

فتنه 88 اگر چه ظاهراً 8 ماه ادامه داشت و سرانجام «حماسه 9 دي» نقطه پايان آن شد اما سال‌ها قبل از آن مستقيم و غيرمستقيم مقدماتش فراهم شده بود.

ميان دوران دفاع مقدس در جنگ تحميلي با دفاع مقدس در برابر فتنه 88 به رغم افتراقات، اشتراكات زيادي وجود دارد. به هر حال، آن جنگ سخت بود و دشمن غيرخودي و براحتي قابل شناسايي و تلفات جاني و مالي ناشي از رفتار دشمن قابل مشاهده.

اما اين فتنه از جنس جنگ نرم بود و پيچ در پيچ كه به دست خودي‌ها شكل گرفت و ظاهري موجه داشت (در نظر افراد ظاهربين) و عمق و باطني باطل و خباثت آلود. از افتراقات كه بگذريم، اشتراكات را مي‌توانيم در اين موارد جستجو كنيم.

نخست اين كه هدف اصلي هر دو جنگ؛ هم جنگ سخت 59 و هم جنگ نرم 88 ، براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران بود.

ديگر اين كه هر دو از حمايت گسترده و همه جانبه دشمنان انقلاب اسلامي و مردم شريف ايران برخوردار بودند. سومين نقطه اشتراك را در حجم سنگين خسارت‌ها و آسيب‌ها بايد جستجو كرد.

البته در يكي غلبه با خسارت‌هاي مالي و جاني بود و در ديگري خسارت‌هاي روحي و رواني مردم و خدشه به حيثيت نظام غلبه داشت. نقطه مشترك چهارم، نقش توده‌هاي انبوه مردم، زن و مرد، پير و جوان و تحصيلكرده و عامي در هر دو دفاع مقدس بود.

ارتباط مردم با ولي امر خودشان و نقش اين ارتباط در مقابله با هر دو جنگ و فائق آمدن بر آنها پنجمين ويژگي مشترك در دو دفاع مقدس است.

دفاع مقدس 8 ساله، ايران اسلامي را در مسير خودباوري و خوداتكايي به پيش برد و توانايي‌هاي دفاعي كشور را در برابر حملات نظامي احتمالي در آينده به صورت چشمگير افزايش داد و چنان مصونيتي ايجاد كرد كه سال‌هاست دشمنان اين مرز و بوم به رغم تهديدات، حاضر به پذيرش ريسك تهاجم نظامي دوباره به ايران نشده‌اند.

دفاع مقدس 8 ماهه نيز بصيرت و دشمن‌شناسي ملت ايران را ارتقا بخشيد و به رغم همه هزينه‌ها، موجب پالايش انقلاب از آلودگي‌ها شد تا انقلاب همچنان در مسير خود باقي بماند؛ هر چند هوشياري و كياست اقتضا مي‌كند هيچ‌گاه از كيد دشمن غافل نمانيم.

هفتمين ويژگي مشترك در دو دوره دفاع مقدس نيز اين است كه هر دو با شكست دشمنان و سربلندي ملت بزرگ و خداجوي ايران رقم خورد و بار ديگر عنايت الهي و دست مدد خداي بزرگ را به چشمان بيدار و بينا نشان داد كه مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين.

يكي از راه‌هاي زنده ماندن درس‌ها و عبرت‌هاي 8 ماه دفاع مقدس، ماندگار كردن 9 دي است ؛ روزي كه به نام «بصيرت و ميثاق امت با ولايت» در تاريخ ايران به ثبت رسيد.

مهدي فضائلي




آقاي سعيدلو ، به دنبال رياست AFC باشيد
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 50
نویسنده : mahdipc
علي سعيدلو مصمم است تا در انتخابات 16 دي ماه كنفدراسيون فوتبال آسيا به عنوان يكي از 2 نواب رئيس AFC انتخاب شود.

معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني ايران كه براي نخستين بار در چنين سطحي خود را كانديداي حضور در هيات اجرايي كنفدراسيون فوتبال آسيا كرده است ، با سرمايه‌گذاري مادي و معنوي كلان بويژه استفاده از روابط سياسي و ديپلماتيك مي‌خواهد تا هر طور شده با رايزني با عوامل تاثيرگذار انتخابات پيش‌رو، شانس پيروزي خود را در انتخابات 16 دي ماه در قطر افزايش دهد.

سعيدلو با اعتقاد به اين‌كه فيفا و AFC نياز به فكر تازه دارند، ريسك نامزدي و خرج كردن از اعتبار سياسي و منطقه‌اي كشور را به جان خريده و ضمن دعوت از بن همام، رئيس قطري AFC به تهران و جلب نظر اوليه او، با دعوت امير قطر راهي دوحه شد تا با جلب نظر شيخ حمد آل ثاني، حجت را به نوعي بر بن‌همام تمام كند. رئيس تربيت بدني در فاصله چند ساعت از بازگشتش به تهران، صبح روز سه‌شنبه در ساختمان سئول پذيراي وليعهد اردن و هيات ائتلافي‌اش شد كه هدفش موفقيت در انتخابات فيفا و تصاحب نايب‌رئيسي است تا طرفين در خلال چند ساعت مذاكره، به يكديگر براي موفقيت در انتخابات پيش‌رو دست ياري دهند.

به هر صورت گرچه علي سعيدلو تا اينجا چند گامي نسبت به همتاي سابق خود (محمد علي‌آبادي) جلوتر است تا به جاي چشمداشت به رياست فدراسيون فوتبال ايران، سهيم شدن در مديريت كنفدراسيون فوتبال آسيا را هدف قرار دهد، اما بيان نكاتي چند در اين زمينه خالي از لطف نيست.

1ـ هرچند ‌طي چند سال گذشته و به دنبال ضعف‌ها و اهمال‌هاي مديريتي، فوتبال ايران ديگر جايگاه قبلي خود را در فوتبال آسيا ندارد، اما اگر قرار بر سرمايه‌گذاري خاص براي سهيم شدن در مديريت فوتبال قاره باشد، لياقت فوتبال ما رياست AFC است. بويژه براي معاون رئيس جمهور ايران، دون شان خواهد بود كه بخواهد معاون بن همام در كنفدراسيون فوتبال آسيا شود. مخصوصا اينكه پست نايب‌رئيسي بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. طبيعي است كه از سعيدلو انتظار داشته باشيم براي كسب پست مهم و تاثيرگذار رياست بكوشد. علاوه بر اين پست، ‌مسووليت مهم ديگر دبيركلي كنفدراسيون فوتبال آسياست كه تمام مسائل اجرايي فوتبال قاره را شامل مي‌شود.

2ـ بد نيست اشاره كنيم به رقابت شديد ميان بن همام قطري و شيخ سلمان بحريني در سال 2009 براي حضور در كميته اجرايي فيفا. طرفين به نوبت به تهران آمدند و با مسوولان وقت ورزش ايران (علي‌آبادي)‌ گفت‌وگو كردند. البته شيخ سلمان در اين رايزني‌ها از سوي شيخ احمد، رئيس كويتي شوراي المپيك آسيا حمايت مي‌شد به طوري كه اين مقام كويتي كه روابط خوبي با مقامات ايراني دارد، در سفر به تهران از رئيس سازمان ورزش كشورمان خواست به نماينده بحرين راي دهد. در آن ديدار هرچند علي كفاشيان نشان داد با نظر مسوولان ورزش همسوست، اما رئيس غيرقابل پيش‌بيني فوتبال ايران، در زمان انتخابات به قطر رفت تا از آنجا به اتفاق بن‌همام با هواپيماي اختصاصي راهي مالزي شوند.

3ـ فرض مي‌گيريم علي سعيدلو با توجه به مديون بودن بن‌همام به خاطر حمايت‌هاي قبلي ايران، در انتخابات كنفدراسيون فوتبال آسيا پيروز شود، در آن شرايط بايد پرسيد چه تضميني وجود خواهد داشت كه او تا سال 2015 در راس ورزش ايران بماند و اين‌گونه حمايت‌هاي داخلي را پشتوانه رسيدن به جايگاه‌هايي بالاتر در AFC ببيند؟!

4ـ كم سراغ نداشته‌ايم پست‌هاي مديريتي در ورزش آسيا را كه با تغييرات مديريتي در ورزش ايران، خيلي زود كم‌ارزش و از دست ايران خارج شده است. از دست دادن عضويت در كميته اجرايي بين‌المللي المپيك‌ در زمان مصطفي هاشمي‌طبا مثال ملموس و روشني در اين زمينه است كه شايد براي 50 سال ديگر نيز نتوانيم به آن در كميته بين‌المللي المپيك برسيم.

5ـ از موفقيت علي سعيدلو و نمايندگان ايران در مديريت ورزش آسيا بسيار خوشحال مي‌شويم، اما در اين زمينه بايد واقع‌بين بود و از فعل و انفعالاتي كه بر مديريت ورزش قاره حاكم است، برآورد روشني داشت.

حجت‌الله اكبرآبادي
گروه ورزش




چرا ابرها در تهران بارور نمي‌شود
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 57
نویسنده : mahdipc
با پديد آمدن كم‌بارشي و خشكسالي و اخيرا آلودگي هواي كلان‌شهرها، استفاده از دانش و تكنولوژي باروري ابرها يك ضرورت به نظر مي‌رسد. اين فناوري طي 60 سال اخير در بسياري از كشورهاي دنيا مورد بهره‌برداري واقع شده است.

باروري ابرها دانش پيشرفته‌اي است كه با دو روش روي ابر گرم و ابر سرد انجام مي‌شود. باروري ابر گرم بيشتر در مناطق گرم شرجي با درجه حرارت بالاتر از صفر درجه صورت مي‌گيرد كه در كشور ما كمتر رخ مي‌دهد اما در باروري ابر سرد كه روش معمول در ايران است در صورتي كه درجه حرارت هوا زير صفر درجه باشد در زمستان و پاييز يا در ابتداي فصل بارش اين كار صورت مي‌گيرد. باروري ابرها با ايجاد هسته‌هاي يخ‌ساز در داخل ابرها صورت مي‌گيرد.

در اين سيستم يديد نقره به شكل شليك از طريق هواپيماهاي ويژه در داخل ابرها منتشر مي‌شود و هسته‌هاي يخ‌ساز فعال مي‌شوند و اين امر باعث ايجاد كريستال‌هاي بزرگ مي‌شود كه به زمين سقوط مي‌كنند.

چنانچه درجه حرارت در زمين زير صفر درجه باشد اين سقوط به صورت دانه‌هاي برف است و در صورتي كه درجه حرارت بالاي صفر باشد به صورت بارش باران عمل مي‌كند.

در اين روش باران بين 10 تا 15 درصد افزايش پيدا مي‌كند، نكته قابل ذكر در اين روش ضرورت برخورداري از شرايط مناسب ابرها براي اجراي عمليات است البته در صورتي كه ابر مناسب در جو باشد.

اجراي عمليات پرواز باروري ابرها در برخي شهرها با سهولت بيشتري انجام مي‌شود از همين رو طي دو ماه اخير در شهرهاي اردبيل، زنجان، كرمان، يزد و شيراز اين عمليات اجرا شده است اما در شهرهايي مانند تهران به دليل انجام پروازهاي مكرر در 2 فرودگاه بين‌المللي مهرآباد و امام خميني پرواز هواپيماهاي باروري ابرها، در سيستم پروازي اختلال ايجاد مي‌كند زيرا اين نوع پرواز مسير مشخصي ندارد و هر جا ابر باشد به دنبال آن حركت مي‌كند لذا اين روش پرواز مستلزم هماهنگي‌هاي زيادي است كه در عمليات 26 آذر در تهران به خوبي اجرا شد.

از ديد كارشناسي انجام چنين روش‌هايي در كوهستان مناسب است زيرا بارش ابرهاي متراكم بارور شده به صورت برف خواهد بود و منفعت اجراي اين روش بيش از هزينه آن است و تنها ممكن است كمي به دليل وجود «يديد نقره» اثر زيست‌محيطي داشته باشد.

استفاده از روش بارورسازي ابرها براي ايجاد بارش به منظور جلوگيري از خسارات ناشي از خشكسالي امري معمول در دنياست و ما نيز مي‌توانيم در صورت وجود ابر براي از بين بردن آلودگي هوا صرفنظر از هزينه‌هاي آن، از روش بارورسازي ابرها استفاده كنيم.

محمدمهدي جواديان‌زاده 
رئيس مركز ملي باروري ابرها




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید