پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
بازدید : 52
نویسنده : mahdipc
بهنام بهادري گفت: مهلت ارسال آثار در بخش بين‌الملل جشنواره فيلم 100 تمديد شد.

به گزارش فارس، «بهنام بهادري» گفت: به دليل حضور هر چه بيشتر فيلمسازان جوان و ايجاد فرصت براي توليد آثار در بخش بين‌الملل، مهلت دريافت آثار تا 10 فوريه 2011 (21بهمن ماه) تمديد شد.

بهادري افزود: در اين دوره از جشنواره با استقبال فيلمسازان جواني در بخش بين‌الملل روبرو بوديم و براي حضور هرچه بيشتر اين فيلمسازان در اين دوره از جشنواره، مهلت دريافت آثار تمديد شد.

هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم 100 ثانيه اي با شعار سينماي اخلاق به همت حوزه هنري استان تهران و با مشاركت سازمان هلال احمر، معاونت اجتماعي وزارت كشور، معاونت امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، شبكه سوم سيما و سازمان ملي جوانان در اسفند ماه سال جاري برگزار خواهد شد.




سازمان سينمايي كشور تاسيس مي شود
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 67
نویسنده : mahdipc
نويسنده و كارگردان سينماي كشور كه در اولين جلسه شوراي عالي سينما شركت داشت، گفت: در اين جلسه به دستور آقاي محمود احمدي نژاد رييس جمهوري تاسيس سازمان سينمايي كشور در دستور كار قرار گرفت و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مسوول پيگيري آن شد.

جمال شورجه روز شنبه در گفت و گو با ايرنا، برگزاري شوراي عالي سينما را نقطه عطفي براي سينماي كشور برشمرد و افزود: با تاسيس سازمان سينمايي كشور، سينما از شكل معاونت سينمايي خارج مي شود و به عنوان يك سازمان مستقل مي تواند در هيات دولت، مسائل سينما را به طور مستقيم مطرح كند.

وي، آينده روشني را از اين جلسات متصور شد و خاطر نشان كرد: انتظارات مقامات عالي رتبه كشور مبني بر پويا و فعال تر شدن سينما در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و علمي، مستلزم آن است كه آنها، آستين ها را بالا بزنند و وارد عرصه شوند كه اين امر نيز با حضور رييس جمهور در اولين جلسه شوراي عالي سينما اتفاق افتاد.

تاكيد رييس جمهور بر حل مشكلات و معضلات سينما 

كارگردان فيلم سينمايي «نفوذي» ، حضور عالي ترين مقام اجرايي كشور به عنوان رييس شوراي عالي سينما را در اين جلسه نشان دهنده اهميت سينما و نقش سينما نزد مقام رياست جمهوري عنوان و اضافه كرد: رييس جمهور بر حل هر چه زودتر مشكلات و معضلات سينما تاكيد و ابراز اميدواري كرد كه سينما براي تحكيم مباني مورد نظر رهبر معظم انقلاب و نظام راهگشا باشد و در اين زمينه ها فعالانه عمل كند.

شورجه افزود: رييس جمهوري در جلسات شوراي عالي سينما شركت كرد و براي حل مشكلات سينما و سينماگران از جمله فيلم، تامين اجتماعي، ماليات، سالن سازي ها دستوراتي را صادر كرد.دومين جلسه اين شورا تا 10 روز آينده تشكيل مي شود.

نخستين جلسه شوراي عالي سينما با رييس جمهوري، اسفنديار رحيم مشايي رييس كمسيون فرهنگي دولت، سيد محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، جواد شمقدري معاون سينمايي وزير ارشاد، سيد مهدي خاموشي رييس سازمان تبليغات اسلامي و تني چند از كارگردانان برجسته كشور سينما مانند جمال شورجه، مسعود ده نمكي، شهريار بحراني، محسن علي اكبري، احمد نجفي، داوود ميرباقري و در غياب مسعود جعفري جوزاني نماينده تشكل هاي مستقل سينمايي پنجشنبه گذشته برگزار شد.




بدهي 500ميليون توماني خانه سينما
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 54
نویسنده : mahdipc
رئيس هيات مديره خانه سينما گفت: خانه سينما بيش از 500 ميليون تومان بدهي دارد و تنها 275 ميليون تومان از بودجه اين نهاد سينمايي پرداخت شده است.

به گزارش ايرنا، فرهاد توحيدي روز شنبه در نشست خبري اعضاي هيات مديره خانه سينما، از اهالي رسانه كه در دو سال اخير با نقدهاي خود بر عملكرد خانه سينما تاثيرگذار بوده اند، تقدير و خاطرنشان كرد: يكي از مباحث مطرح شده از سوي برخي از رسانه ها، برگزاري انتخابات دوره دوازدهم هيات مديره خانه سينما بدون حضور خبرنگاران بود.

وي درباره انتخابات خانه سينما در پشت درهاي بسته، توضيح داد: بايد بپذيريم مجمع عمومي يك صنف با حضور اعضاي آن برگزار مي شود و نبود خبرنگاران در اين مراسم نيز به همين علت بود.

رئيس هيات مديره خانه سينما افزود: در خانه سينما هيچ راز سر به مهري وجود ندارد و ما در فضايي شيشه اي قرار داريم. همه اتفاقات اين نهاد سينمايي براي اهالي سينما شفاف و روشن است.

توحيدي درباره بدهي خانه سينما اظهار داشت: خانه سينما در حال حاضر بيش از 500 ميليون تومان بدهي دارد كه حدود 200 ميليون تومان از اين رقم به برگزاري چهاردهمين جشن خانه سينما مربوط مي شود.

وي افزود: متاسفانه از بودجه تصويبي سال 88 تنها 306 ميليون تومان به ما پرداخت شده است. بر اساس موافقتنامه ما با معاونت سينمايي، بودجه سالانه خانه سينما 800 ميليون تومان است كه 275 ميليون تومان از اين مبلغ به ما در سال 88 پرداخت شد و باقي اين بودجه هنوز پرداخت نشده است.

عضو هيات مديره خانه سينما تصريح كرد: بخش عمده بودجه خانه سينما صرف هزينه بيمه تكميلي هنرمندان و پيشكسوتان شد اما با تغيير شركت بيمه پوشش دهنده هنرمندان از طريق صندوق حمايت از هنرمندان، بيش از 80 ميليون تومان به شركت بيمه قبلي طرف قرارداد خسارت پرداخت شد.

توحيدي بار ديگر تاكيد كرد كه حساب خانه سينما كاملا روشن بوده و هيچ هزينه اي در اين نهاد سينمايي بدون حساب خرج نشده است.




گلستاني ، نغمه را اجرا مي کند
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 46
نویسنده : mahdipc
پرستو گلستاني نمايش "نغمه" را شهريور 1390 در تالار هنر روي صحنه مي‌برد.

به گزارش مهر، اين نمايشنامه نوشته جعفر مهياري است و با حضور اعضاي گروه قبلي پرستو گلستاني، که پيش از اين نمايش "روياي باراني" را در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان و درتالار هنر تهران اجرا کرده بودند، شهريور 90 در تالار هنر روي صحنه مي رود.

داستان نمايش "نغمه" درباره يک بچه سرطاني است که با مرگ روبرو شده و در اين جريان با ماجراهاي فانتزي روبرو مي‌شود و در اين روند متوجه مي‌شود که دنياي پس از مرگ هم دنياي بدي نيست و ... .

در اين نمايش تاکنون حضور سعيد ابک، محمد لقمانيان، فاطمه پور هاشمي، مهدي‌رضا آزادان، متين گودرزي و تارا حيدري به عنوان بازيگر قطعي شده است. فرشيد اعرابي آهنگسازي و رضا مهدي‌زاده طراحي صحنه و لباس نمايش "نغمه" را بر عهده دارند.




شوراي عالي سينما و پرسش هاي سينماگران
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 56
نویسنده : mahdipc
هشتم ديماه وقتي خبرنگار جام‌جم از نام سينماگران حاضر در شوراي عالي سينما پرسيد، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پاسخ به اين مساله را به زمان ديگري موكول كرد، اما روز بعد اسامي فيلمسازان حاضر در اين نشست در خبرهاي رسمي اعلام شد و اين مساله واكنش‌هايي را از سوي سينماگران به دنبال آورد.

با اين كه بيشتر سينماگران، برگزاري نخستين نشست شوراي عالي سينما درسطحي چنين بالا را اقدامي مثبت و تصميمات گرفته شده را به نفع اين هنر مي‌دانند، اما خواستار حضور فعال‌تر نهادهاي سينمايي در آن هستند.

در همين راستا رئيس هيات‌ مديره خانه ‌سينما در نشست خبري ديروز با بيان اين مطلب كه «برگزاري جلسه شوراي عالي سينما بسيار اتفاق خوب و مباركي است و اين‌كه رئيس‌جمهور به اين امر توجه دارند؛ بسيار عالي است» گفت: «اما به نظر من؛ اين جلسه مي‌توانست بسيار بهتر برگزار شود. اين جلسه مي‌توانست با افراد قوي‌تر و سرمايه‌هاي گرانمايه سينما كه 2 دهه است در سينما فعاليت مي‌كنند؛ برگزار شود و مي‌توانست وزن افراد حاضر سنگين‌تر از اين باشد، اما اميدوارم باتوجه به برگزاري اين جلسه مشكلات كمتر شود و مسائل بهبود يابد.»

بي‌اطلاعي خانه سينما

فرهاد توحيدي كه تا روز چهارشنبه حتي از برگزاري چنين نشستي هم خبر نداشت، درباره حضور نيافتن نماينده‌ خانه ‌سينما در جلسه شوراي عالي سينما گفت: «خانه‌ سينما از برگزاري اين جلسه مطلع نبود و براي همين نماينده‌اي ازآن در اين جلسه شركت نكرده بود. ما معتقديم همه سينما؛ در خانه قرار دارد و اگر به اين سرمايه بي‌توجهي شود، زيانش براي همه اهالي سينماست.»نكته جالب توجه اين‌كه دو فيلمساز برجسته سينماي ايران كه نام آنها در خبر روز پنجشنبه منتشر شد در اين نشست حضور نداشتند. مسعود جعفري جوزاني به دليل حضور در مسافرتي كاري به جلسه نرسيده بود و ابراهيم حاتمي‌كيا نيز طبق گفته وزير ارشاد ترجيح داد تا به جاي حضور در شورا، در كنار آنها باشد.

اعتراض مستندسازان

اعتراض‌ها به تركيب حضور سينماگران فقط محدود به خانه سينما نبود بلكه مركز گسترش سينماي مستند و تجربي نيز ديروز با ارسال ايميلي براي خبرنگاران، اعتراض «محمدرضا اسلاملو» مستندساز را انعكاس داد كه در آن گفته بود: «تشكيل و ايجاد شوراي عالي سينما حركت بسيار پسنديده و مسلما جهش اساسي و بزرگي براي سينماست. به اعتقاد من «شوراي عالي سينما» بايد از اين منظر به سينما نگاه كند كه «سينما» بالاتر و افضل بر سياست، اقتصاد و... است و در واقع به وسيله اين ابزار قدرتمند مي‌توان كارها و اهداف بسياري را به انجام رساند. اين شورا بايد سينما را بالا ببيند و با در نظر داشتن اين مسائل، به كار خود ادامه دهد. از طرفي اثرات برگزاري چنين شورايي بايد سريعا در سينما ديده شود.»

وزير ارشاد پاسخ مي‌دهد

ابهام‌هاي پيش‌آمده درخصوص اعضاي حاضر در اين شورا باعث شده تا امروز يكشنبه وزير ارشاد جلسه‌اي مطبوعاتي تشكيل دهد و در آن ابهام‌هاي موجود را برطرف كند. ظاهرا توضيح‌ وزير ارشاد در برنامه 7 كفايت نكرده است. او در اين برنامه گفته بود: «5 نفر از سينماگران معتبر به انتخاب وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي انتخاب مي‌شوند و ما سعي كرديم افرادي باشند كه كارهاي خوبي انجام داده باشند و بتوانند مشكلات را مطرح و راهكار ارائه دهند كه در اين بخش شهريار بحراني، مسعود ده‌نمكي، داوود ميرباقري، احمد نجفي و محسن علي‌اكبري انتخاب شدند.

همچنين در اين شورا مسعود جعفري‌جوزاني به عنوان نماينده صنوف و جمال شورجه به عنوان نماينده تشكل‌هاي سينمايي شركت مي‌كنند. مجموعا شوراي عالي سينما از 13 نفر تشكيل شده است كه در جلسه اول آقايان ضرغامي و جوزاني حاضر نبودند.»

حالا حسيني قصد دارد تا در اين برنامه خبري، ابهام‌هاي پيش‌روي فعاليت شورا را برطرف كند؛ ابهام‌هايي كه ممكن است به اصل اين هدف و حركت بزرگ لطمه بزند.

 رضا استادي
گروه فرهنگ و هنر




شمارگان كتاب «دا‌» در مرز 350 هزار نسخه
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 49
نویسنده : mahdipc
كتاب «دا‌» با خاطرات زهرا حسيني از روزهاي آغازين جنگ و مقاومت در خرمشهر به قلم اعظم حسيني، به چاپ يكصدوسي‌وهشتم رسيد و به اين ترتيب در آستانه ركوردي تازه قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ما، با احتساب اين چاپ از كتاب «دا» تاكنون 345 هزار نسخه از اين كتاب توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است و به نظر مي‌رسد با رسيدن به چاپ يكصد و چهلم بزودي شمارگان اين كتاب از مرز 350 هزار نسخه عبور كند.

از سوي ديگر، پال اسپراكمن، استاد دانشگاه و مترجم آمريكايي كتاب «دا‌» هم اين روزها ترجمه اين كتاب را بسرعت پيگيري مي‌كند و يك‌چهارم از اين كتاب به نسبت حجيم ترجمه شده است.همچنين خبر مي‌رسد كه اين كتاب به غير از زبان انگليسي به زبان‌هاي تركي استانبولي، عربي و اردو نيز ترجمه خواهد شد.با توجه به استقبال نويسندگان و صلح طلبان مختلف جهان از كتاب «دا» پيش‌بيني مي‌شود، نسخه ترجمه شده اين كتاب هم در كشور‌هاي مختلف با استقبال روبه‌رو شود.اين اثر خاطرات سيده زهرا حسيني از روزهاي آغازين جنگ و مقاومت در خرمشهر است.




رئيس فرهنگستان زبان اردو، مهمان ايران
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 52
نویسنده : mahdipc
جمعه شب غلامعلي حدادعادل در حالي به فرودگاه امام خميني(ره) رفته بود كه اين بار خبر از استقبالي ديپلماتيك و سياسي نبود بلكه او به عنوان رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي كشورمان ميزبان دكتر افتخار عارف، رئيس فرهنگستان زبان اردوي پاكستان بود.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني فرهنگستان زبان و ادب فارسي، اين سفر به‌منظور همكاري در زمينه‌هاي مشترك و بهره‌گيري از تجربه‌هاي فرهنگي دو كشور انجام شده‌است و روز گذشته هم نشستي در اين زمينه برگزار شد.

در اين نشست حدادعادل، ضمن اظهار اميدواري نسبت به نتايج برنامه‌هاي اين سفر گفت: به همان اندازه كه زبان فارسي با اردو در هم آميخته ‌است، فرهنگستان‌هاي ايران و پاكستان نيز بايد با هم در ارتباط باشند و اين آشنايي بايستي به همكاري‌هاي مشترك بينجامد.

همكاري مشترك در زمينه واژه‌گزيني، ادبيات تطبيقي و زبان‌هاي ايراني از ديگر مواردي بود كه حدادعادل بر آن تأكيد كرد.

افتخار عارف نيز گفت: در برقراري رابطه فرهنگي، بايد به روابط موجود سياسي هم توجه شود و من از اين بابت خدا را شكر مي‌كنم كه يك فضاي همدلي و همرنگي، از نظر سياسي و فرهنگي، بين دو ملت ايران و پاكستان برقرار است.

وي افزود: ما پايه‌هايي داريم كه بر اساس آن مي‌توانيم همكاري‌هايي داشته ‌باشيم. مسائلي مثل زبان‌شناسي، دستور زبان و اصطلاح‌سازي، از جمله مواردي است كه مي‌توانيم از نتايج فعاليت‌هاي فرهنگستان بهره‌مند شويم.

بازديد از كتابخانه و گروه‌هاي علمي فرهنگستان، جلسه با شوراي واژه‌گزيني، ديدار از كتابخانه ملي، بنياد ايران‌شناسي، بنياد اميركبير و سخنراني در شوراي فرهنگستان و امضاي يادداشت تفاهم، از برنامه‌هاي اين سفر است.




كتابي به نام رگ
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 60
نویسنده : mahdipc
داستان‌نويسي كه در معرفي خودش ابتداي كتاب مي‌نويسد از سال 1383 به طور جدي و كمي شوخي داستان‌نويسي را تجربه كردم به هر شبه منتقدي اجازه مي‌دهد تا اگر از مجموعه خوشش نيامد، براحتي شوخي گرفتن داستان‌نويسي را از نويسنده‌اي جوان زير سوال ببرد.

عنواني كه شايد واقعا سزاوار تمام داستان‌هاي اين مجموعه نباشد. اگر چه من هم هنگام خواندن داستان‌ها گاهي به اين فكر مي‌كردم كه خب، هدف نويسنده چه بود؟ چرا من زمان گذاشتم و فلان داستان را خواندم؟

داستان‌هاي ياسمن شكرگزار به دليل رواني كلام و زبان و پيرنگ‌هاي قوي، دوري از توصيف‌هاي بيهوده و صميميتي كه دارد باعث مي‌شود خواننده «رگ» به آساني كتاب را كنار نگذارد.

اما آنچه پيش و بيش از هر چيز پس از خواندن اين كتاب ذهن من را درگير كرد دنياي سياه و خون‌آلودش بود و اين سوال كه چرا بايد نويسنده‌اي بسيار جوان فقط و فقط آلودگي و سياهي دنياي پيرامونش را ببيند تا آنجا كه بوي خون دلمه بسته تقريبا از هر صفحه كتاب حس مي‌شود.

كتاب در ژانر وحشت نوشته نشده است، پليسي هم نيست. بسيار عادلانه است كه داستان را جدا از مولف و زندگي و احوالاتش بررسي كنيم، اما اين هم حقيقتي است كه در هر صورت نوشته از ذهن نويسنده تراوش كرده، با دنيايي كه او ديده و تجربه كرده است. دست گذاشتن روي زشتي‌هاي جامعه ما را اميدوار مي‌كند تا به خود آييم و براي بهبود اطرافمان بكوشيم، اما مرگ به دست قاتلي كه دختران جوان را بدون هيچ سروصدايي مي‌كشد، طلاقي كه به ديوانگي يك زن و تيك لب يك مرد مي‌انجامد، وحشت از بلوغ تا آنجا كه زن توانايي حفظ جنينش را از دست بدهد و... بوي تعفن اين همه بد زيستن خواننده را خفه مي‌كند.

شايد رگ بهترين نامي بوده است كه شكرگزار براي كتاب خود برگزيده؛ مرگ و زندگي فقط به يك ضربه آرام بستگي دارد.

در بيشتر مجموعه داستان‌هاي امروز چند اتفاق به طور عمومي مطرح مي‌شود. يكي از آنها توصيف حالت تهوع است كه مثل سوژه‌اي مشخص در نوشته‌هاي كساني كه خصوصا در كلاس‌هاي آموزش داستان‌نويسي شركت مي‌كنند، ديده مي‌شود و بسيار جاي تعجب دارد. در كتاب رگ اين مساله پيشرفت كرده و به توصيف چاه فاضلاب هم رسيده است. انگار به جاي آن‌كه انديشه و خردورزي‌هاي ما رشد كند به طور كلي در آثارمان بايد شاهد چيزهايي سطح پايين باشيم كه هيچ تاثيري نيز در تنزل روحي يا ارتقاي ارزش‌هاي انساني ندارند. اين مساله‌اي است كه متاسفانه در بعضي از مجموعه داستان‌هاي امروز جاي رشد فكر را گرفته‌اند.

ياسمن شكرگزار بخوبي توانسته است چند مساله مهم در اجتماع ما را نشان دهد. در داستان چه كسي آن بالا راه مي‌رود از دختر جواني مي‌گويد كه در خانه‌اي مجردي زندگي مي‌كند و از او مي‌خواهند خانه را ترك كند، زيرا ظاهرا سر و سري با پسر جوان ساكن همان ساختمان دارد. در حالي كه دختر حتي او را نديده است و اسمش را هنوز هم نمي‌داند و يكي از زنان متاهل برايش پاپوش درست كرده است.

در داستان انگار فارغ شده باشد، او از مردي مي‌گويد كه براي محدود كردن زنش او را باردار مي‌كند. در سن جواني، دخترشان از دنيا مي‌رود و زن دچار بيماري روحي مي‌شود و هر روز با زايماني خيالي بچه‌اي به دنيا مي‌آورد و ظلم مردي را نشان مي‌دهد كه در خانه آب سرد را قطع كرده و اجازه باز شدن پنجره‌ها را نمي‌دهد. به طور كلي شخصيت‌هاي رگ به نوعي همه بيماري روحي دارند؛ عقده‌هايي سركوب شده كه مي‌كوشند خود را از آنها رها كنند. در هر صورت نه مي‌توان اين كتاب را به كسي پيشنهاد كرد كه بخواند و نه مي‌توان مانع خواندن اين مجموعه شد.

حورا نژادصداقت
‌ جام‌جم




داستان مردم فرودست
نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1389
بازدید : 52
نویسنده : mahdipc
نسل جديد داستان‌نويس ايراني، آنقدر غرق در مشكلات و دغدغه‌هاي روزمره و تنهايي‌ها و محروميت‌هاي كهنه و نو بوده كه كمتر مجالي براي پرداختن به گذشته‌هاي اين مرز و بوم داشته است.

با نگاهي اجمالي به مجموعه ‌داستان‌هاي به چاپ رسيده از اين نسل و مخصوصا خروجي‌هاي اول اين نويسندگان جوان مي‌توان به صحت اين قضيه پي‌ برد.

مي‌توان هنگام ديدن مجموعه‌ جديدي با نام يك نويسنده‌ جديد براحتي حدس زد با يك سري داستان آپارتماني يا داستان‌هايي با شرح روزمر‌گي‌هاي يك ايراني از قشر متوسط رو به بالا مواجه هستيم كه اغلب اوقات اين حدس درست هم از آب در مي‌آيد.

يكي از مجموعه ‌داستان‌هايي كه برخلاف آنچه گفته ‌شد، در فضايي متفاوت با مجموعه‌هايي كه كار اول نويسندگانشان محسوب مي‌شوند، كتاب «چهارشنبه‌ ديوانه» نوشته الهامه‌ كاغذچي با 12 داستان كوتاه است كه نشر چشمه آن را چاپ كرده‌ است.

داستان‌هاي مجموعه در فضايي تيره و هراس‌آور شكل مي‌گيرند و در داستان‌هاي بعدي مخاطب متوجه مي‌شود كه با داستان‌هايي مواجه است كه قرار است داستان‌هايي به هم پيوسته باشند، اما متاسفانه كاغذچي به رغم موفقيت نسبي در هر تك داستان، نتوانسته است در پيوند بين داستان‌ها موفق باشد. تنها پيوند بين هر چند داستان، در چند كاراكتر فرعي كه نقش چنداني هم در پيشرفت داستان‌ها ندارند، خلاصه مي‌شوند كه لابه‌لاي صحنه‌هاي داستان سرگردانند؛ مثلا شخصيت عباس‌تلكه كه در داستان «ميت عزيز» تنها با اشاره‌اي گذرا معرفي مي‌شود و تنها اسمي به اسامي داستان اضافه مي‌كند بدون آن كه باري از دوش داستان بلند كند:

مردي حدودا 60 ساله كه تا حالا سر 2 تا زن را خورده بود و دخترهايش را قبل از آن كه بالغ شوند فرستاده بود خانه شوهر. اولي را بابت بدهي‌اش داده بود به قاچاقچي محل و دومي را به پسرخواهرش كه وانت آبي رنگ داشت و ميوه فصل مي‌فروخت و معروف بود به عباس تلكه. (ص 16)

اين شخصيت در داستان «پنبه‌زن» در اولين نقش خود ظاهر مي‌شود و كمي سر به سر پيرمرد پنبه‌زن مي‌گذارد، از داستان خارج مي‌شود و ديگر در هيچ كدام از داستان‌هاي بعدي ديده نمي‌شود. با ديدن شخصيت‌هايي كه هر كدام به همين شكل در داستان‌ها ظاهر مي‌شوند و به صورت غيرمنتظره غيبشان مي‌زند، اين ظن به وجود مي‌آيد كه اين شخصيت‌ها تنها براي ايجاد پيوند ميان داستان‌ها در لابه‌لاي سطور جا داده ‌شده‌اند. هر چند مي‌توان گفت به طوركلي داستان‌هاي كاغذچي داستان مردم فرودستي است كه بود و نبودشان در كوي و برزن، دردي از دنيا و آدم‌هايش دوا نمي‌كند، اما وجود اين نكته نيز نمي‌تواند پوششي بر ضعف پرداخت و بازيگرداني داستان‌نويس و تقسيم نقش شخصيت‌ها در داستان باشد. همچنان كه مي‌شد از شخصيت عباس تلكه در داستان‌هاي ديگر، مثلا در معركه‌گيري‌هاي پهلواني در داستان «روزهاي خاكستري پهلوان اياز»، براي به تصوير كشيدن صحنه‌ شكست خوردن معركه‌گيري پهلوان يا ديگر داستان‌ها استفاده كرد يا زنان مرده‌شوي قبرستان ابن بابويه كه هر كدام مي‌توانستند بار گوشه‌اي از داستان‌هاي آخر مجموعه را نيز به دوش بكشند و علاوه بر استحكام بخشيدن به پيوند سست ميان داستان‌ها، به جاي آفريدن شخصيت‌هاي متعدد و بدون عمق، به ايجاد داستان‌هايي با پيرنگ قوي‌تر و شخصيت‌هاي قابل‌باورتر كمك كنند.

در ميان داستان‌هاي مجموعه، 2 داستان ديده مي‌شوند كه نويسنده ترجيح داده هر كدام را به 2 شكل مختلف روايت كند. يكي داستان «روزهاي خاكستري پهلوان اياز» و ديگري داستان «قطار» كه اتفاقا روايت اول هر دو داستان، به مراتب از روايت‌هاي دوم آنها، محكم‌تر و قوي‌تر از آب در آمده‌اند. در روايت‌هاي دوم، نويسنده سعي كرده با تغيير زاويه‌ ديد يا خروج از فضاي روايت اول، به زواياي ديگر داستان و شخصيت‌ها نيز دست پيدا كند كه نتوانسته از اين امكان به خوبي استفاده كند. در داستان پهلوان اياز، خواننده داستاني هستيم از پهلواني كهنه‌كار و پير كه ديگر توان معركه‌گيري را ندارد و در آخرين معركه‌اش شكست مي‌خورد و در ميان جمعيت بيهوش مي‌شود. پهلوان پس از اين واقعه از شهر خارج مي‌شود. در روايت دوم اين داستان، با تغيير زاويه‌ ديد، كاغذچي درصدد ايجاد يك سرگذشت براي پهلوان اياز برمي‌آيد كه كاملا اضافي به نظر مي‌رسد. ورود شخصيت فرعي ديگري به نام اسعد، جوانكي كه مريد درس‌خوانده پهلوان اياز معرفي مي‌شود هيچ كاركرد ديگري بجز نوشتن نامه‌هاي پهلوان اياز ندارد كه آن ‌هم با نكاتي كه در متن داستان قيد شده، ضرورتي ندارد چون خود پهلوان اياز مكتب رفته و بوستان و گلستان خوانده است:

خدا بيامرزه پدرم رو كه گرچه چيزي جز بازوبند پهلواني برام به ارث نذاشت، اما به مكتب‌خانه فرستادم. آنجا گلستان و بوستان را از بر شديم و دانستيم هر نفسي كه فرو مي‌رود ممد حيات است و چون بر مي‌آيد مفرح ذات. حالا غصه‌هام رو با كمك اسعد مي‌نويسم تا غير از كوررنگي، غمباد هم به سراغم نياد. (ص 51)

كه همين گلستان و بوستان خواندن هم، به غير از آنچه در چند سطر بالا آمده است، كمكي به داستان نمي‌كند و اثري روي شخصيت‌پردازي، لحن يا گفت‌وگوهاي پهلوان اياز ـ‌ كه در داستان‌هاي بعدي نيز گهگاه از گوشه‌ حياطي سركي در داستان‌ها مي‌كشد ـ‌ نيز ندارد. در روايت دوم داستان قطار نيز نويسنده درصدد شرح مكافات‌ و عقوبت برزخي روايت قطار برمي‌آيد كه در روايت اول خودكشي كرده بود كه در مجموع هيچ كمكي به پرداخت شخصيت يا فضاي كلي كار نمي‌كند.

نكته‌اي كه در مجموع بيشتر سبب آزار خواننده مي‌شود، اين است كه اشارات دور و بي‌دليل به شخصيت‌هاي داستان‌هاي قبلي در مجموعه، مخاطب را مطمئن مي‌كند كه اين اشارات تنها به علت ايجاد ريسماني هرچند ضعيف براي گره دادن مردم سرگردان در داستان‌هاي اين مجموعه جذاب است.

بهاره اله‌بخش 
جام‌جم




بازدید : 54
نویسنده : mahdipc
از مهم‌ترين جريان‌هايي كه در ايران عهد قاجار به وجود آمد، فكر تغيير و انديشه تحول بود. آنچه موجب پديدار شدن اين روند شد بروز شرايطي ويژه بود كه لزوم بازسازي و اصلاح را مي‌طلبيد.

عواملي چون تماس با غرب، تاثير حضور استعمار، انسجام اجتماعي در قالب شكل‌گيري طبقات نوين، اشاعه افكار نو، مسافرت رجال و دانشجويان به فرنگ، ورود پديده‌هاي جديد (تلگراف، روزنامه، مدرسه و...) و طرح آراي خردورزان اروپايي سبب شد موجي از داخل و خارج نظام قاجاري براي انجام تغييرات گسترده به پا خيزد. چنين به نظر مي‌آيد بروز اين شرايط خاص كه به تعبيري مي‌توان آن را با مفهوم مدرنيسم و ورود مدرنيته به ايران يكسان پنداشت سببي بر آن شد تا برخي رجال آگاه‌تر پي ببرند كه جامعه‌شان چه ميزان عقب مانده و در جوامع ديگر چه تغييراتي رخ داده است و در نتيجه روياي اصلاح و خيال تحول را در سر بپرورانند.

نگارنده در اين كوتاه جستار در پي آن است تا سنت‌گرايي و نوگرايي عصر مشروطه را مورد واكاوي قرار دهد. در اين راستا، در وهله نخست سنت و مدرنيته از ديدگاه انديشمندان مختلف تعريف و تبيين خواهد شد و نوع نگاه نامداران عرصه علوم انساني به اين دو مقوله بيان خواهد شد تا سخن گفتن از سنت‌گرايي و نوگرايي بي‌معني جلوه نكند. در مرحله دوم پيشينه تاريخي سير تغيير و تحول در آستانه نهضت مشروطه بازبيني خواهد شد. در گام سوم شاخصه‌هاي اصلي مشروطه بيان خواهد شد و در واپسين قدم به عنوان برآيند سخن به تجزيه و تحليل تطبيقي موارد مطرح شده اقدام خواهد شد.

سنت و مدرنيته از ديدگاه انديشمندان

ارائه تعريفي جامع از واژه سنت دشوار است. معادل‌هاي معنايي سنت در لغتنامه دهخدا چنين است: راه و روش، طريقه و قانون، آيين و رسم، نهاد و فرض، فريضه، واجب، لازم، دستور، قانون‌‌گذاري و.... در دائره‌المعارف مصاحب نيز درباره معني لغوي سنت آمده كه سنت در لغت به معني روش و طريقه است كه در اصطلاح شرع معاني مختلفي دارد. گروهي هم سنت را به معني ديوار مي‌دانند و برخي آن را هم‌رديف انديشه‌هاي كهنه مي‌شناسند. شماري نيز سنت را به معني حفظ وضع موجود مي‌پندارند و تعدادي هم آن را با ارزش‌ها و آرمان‌هاي فرهنگي برابر مي‌دانند.

واژه مدرن را نيز دهخدا چنين معني كرده است: تازه، نو، تازه باب شده و مد روز. آريان پور نيز واژه مدرن را چنين به پارسي برگردانده است: نوين، جديد، امروزي، وابسته به دوراني از تاريخ كه بعد از قرون وسطي تاكنون ادامه دارد. به هر حال مدرنيسم واژه جامع و فراگيري است كه به تمام جنبش‌ها و گرايش‌هاي بين‌المللي در تمام هنرهاي خلاق از اواخر قرن نوزدهم به اين سو اطلاق مي‌شود.جامعه‌شناسان و فلاسفه، آراي گوناگوني در اين باره ارائه داده‌اند. به عنوان نمونه، پوپر فيلسوفي است كه به مقابله با سنت‌گرايي پرداخته، اما سنت براي هايدگر آغازگر تاريخ هستي است. آشوري نيز بدان باور است كه سنت بالذاته باززايي است و هر باززايي تجديد حيات سنت از زمان حال است.

از ديگر سوي، گيدنز تاكيد دارد كه هرگز به قطع كامل پيوستگي ميان سنت و مدرنيته نمي‌توان راي داد. او بر اين عقيده است كه اگر قرار باشد سنت كنار نهاده شود آن گاه پيشرفت معني نمي‌يابد. شارل بودلر، شاعر نامدار فرانسوي نيز مدرنيته را تخريب كليشه‌هايي مي‌داند كه بر سر راه تحول افكار و آداب مانع ايجاد مي‌كنند.

وي مدرنيته را بر 5 محور انسان محوري، عقلاني سازي، تكنولوژي، جدايي جهان فيزيكي و دنياي متافيزيكي و اصالت فرد استوار مي‌سازد و آن را نوعي انتقال و به مثابه جرياني مي‌شناسد كه سرانجام به سنت تبديل مي‌گردد. نيازمند يادكرد است، ماكس وبر هم كه تجدد را فرآيند تعميم يافته و همگاني عقلاني شدن و روند افسون زدايي و رهايي از توهمات مي‌دانست مدرنيته را نوعي سازمان بخردانه مي‌پنداشت كه اسباب گسست از باورهاي فرجام‌شناسي و اعتقاد به هدفي علمي و از ديدگاه عقل توجيه شدني را فراهم مي‌آورد. درحقيقت، او جامعه را به دو دسته سنتي و عقلاني تقسيم مي‌كرد.

از نظر وي جامعه سنتي يك جامعه بدون تعقل است و البته به سبب آن كه عقلانيت در انديشه او واجد جايگاهي والاست بر سنت و هر آنچه به طريقي با آن در ارتباط است، مي‌تازد. دوركيم برخلاف وبر به سنت به عنوان يك واقعيت اجتماعي مي‌نگريست و دين را به عنوان يكي از اركان سنت پديده‌اي اجتماعي مي‌انگاشت. وي باوجود آن كه بر سنت، انتقاداتي را روا مي‌دارد بيشتر اعتقاد به تعاملي سازنده ميان سنت و مدرنيته دارد.

نوگرايي در آستانه برپايي نهضت مشروطه

برابر با تاريخ، ايران عهد قاجار جامعه‌اي سنتي بود كه به لحاظ اقتصادي بسيار فقير و ضعيف، به لحاظ ارتباطات پراكنده و بدون ارتباط و به لحاظ اجتماعي در تجارت، سياست، روابط بين‌الملل و علـم از مابقي جهان منفك و منقطع به شمـار مي‌آمـد. افرادي در دستگاه قدرت چون اوضاع را چنين ديدند ضرورت دگرگوني را دريافتند. عباس ميرزا، قائم‌مقام و اميركبير از جمله اولين دولتمرداني بودند كه رمز پيشرفت غرب را درك كردند و به اين سبب مجدانه تلاش كردند ايران را نيز به سير در مسير پيشرفت وادارند. مع‌الوصف، مقاومت‌هاي شديدي نيز از سوي كساني كه نفع خويش را در ثابت قدم ماندن در سنت مي‌ديدند ابراز شد. كشته شدن قائم‌مقام و اميركبير خود گواه روشني است بر صدق گفتار فوق.

نجواي درخواست انجام تغييرات گسترده اندك زماني بعد از خارج نظام قاجاري نيز به گوش رسيد. روشنفكران روزگار قاجاري كه به 2 دسته متجدد (عمدتا تحصيلكرده فرنگ) و مذهبي (عمدتا روحانيان) تقسيم مي‌شدند كساني بودند كه درخواست نوگرايي را با صدايي رسا فرياد كردند. از دسته نخست مي‌توان به افرادي چون آخوندزاده، طالبوف، مستشارالدوله و ملكم‌خان اشاره داشت. اينان بر آن باور بودند كه بايد زنجيرهاي استبداد سلطنتي، جزم‌انديشي ديني و امپرياليسم خارجي را با 3 كليد مشكل‌گشا (مشروطيت، سكولاريسم و ملي‌گرايي) از دست و پاي ايرانيان بازكنند.

نكته: عواملي چون تماس با غرب، تاثير حضور استعمار،اشاعه افكار نو، مسافرت رجال و دانشجويان به فرنگ، ورود پديده‌هاي جديد (تلگراف، روزنامه، مدرسه و...) و طرح آراي خردورزان اروپايي سبب شد موجي از داخل و خارج نظام قاجاري براي انجام تغييرات گسترده به پا خيزد

از گروه دوم نيز مي‌شود به سيدجمال‌الدين اسدآبادي، شيخ هادي نجم‌آبادي و ميرزا محمدحسين نائيني اشاره كرد. اينان نيز مدرنيته را باور داشته و درجهت تعامل و نزديكي آن با سنت به كوشش پرداختند و بدين روي آرايي را درخصوص تطبيق دين اسلام با خردورزي و علم، ناسيوناليسم با برادري ديني و همسويي دين و سياست و تمايز تقليد از اقتباس مطرح كردند. بايسته است ياد شود بسياري از روشنفكران تحصيلكرده فرنگ نيز در جهت پيشبرد اهداف خود بنيادي‌ترين و اصولي‌ترين مفاهيم نوين را تحت لواي اسلام مطرح مي‌ساختند. با وجود اين، روشنفكران مذهبي از روشنفكران تحصيلكرده غرب موفق‌تر بودند، زيرا سابقه فعاليت و نظريه‌پردازي فقها مي‌توانست روحانيت را در تطبيق آراي ديني با خواسته‌هاي زمان ياري دهد.

براساس آنچه منابع تاريخي نمايان مي‌سازند از سوي سنت‌گرايان تلاش بسيار شد تا آواي اين نوگرايان چندان به گوش نرسد، ليكن تقابل و تعامل‌‌هاي سنت و مدرنيته سرانجام درك همبستگي ملي و فهم رمز پيروزي را موجب شد و دستاوردهاي مهمي نظير پيوند مشاركتي روحانيان، بازرگانان و روشنفكران را سبب گشت.

ويژگي‌هاي نهضت مشروطه

شاخصه‌هاي اصلي نهضت مشروطه را مي‌توان در موارد ذيل خلاصه كرد:

1 ـ با بررسي عملكرد هر طبقه يا گروه مشخص مي‌شود كه انقلاب بيش از همه دستاورد روشنفكران، پيشه‌وران و بخش بزرگي از روحانيان بود.

2 ـ ائتلاف گروه‌هاي انقلابي را شايد بتوان اتحادي شهري و چندطبقه‌اي قلمداد كرد. در صف‌بندي نيروهاي اجتماعي، اتحاد مشروطه‌خواهان طيف گسترده‌اي از روحانيان، روشنفكران، پيشه‌وران، كارگران و بازرگانان را شامل مي‌شد.

3 ـ افزايش روزافزون احساسات ملي: در جريان انقلاب مشروطه بود كه مردم ايران براي نخستين بار از خود با عنوان ملت ياد كردند!

4 ـ رشد فزاينده خودآگاهي و بالا رفتن سطح فهم سياسي ـ اجتماعي مردم: مشروطه ياراي آن را يافت تا قالب چند هزار ساله‌اي كه براساس آن مردم خود را رعيت و گله و حكومت را چوپان و عقل كل مي‌پنداشتند زير سوال برد.

5 ـ نمود يافتن تحولات ايدئولوژيكي به دوشكل ديني و غيرديني

6 ـ رشد روزافزون مظاهر مدرنيته چون روزنامه، تئاتر و حتي اجراي كنسرت موسيقي

7 ـ شكنندگي نهضت: ناتواني مشروطه‌خواهان در ايجاد دولت با ثباتي كه اصلاحات را ادامه دهد منجر به شكنندگي نهضت شد. مي‌توان گفت عواملي چون فقدان انسجام همه‌جانبه ملت، ناكارايي مديريتي و اثرات نفوذ پايدار استبداد و استعمار در ايران سبب شد مشروطيت نتواند تبديل به يك انقلاب بزرگ سياسي و اجتماعي شود.

8 ـ اصلاح سطحي روبناي سياسي كشور: در انقلاب مشروطه تنها روبناي سياسي كشور مختصري اصلاح شد، اما زيرساخت‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مورد رسيدگي چنداني واقع نشد.

برآيند سخن

از تجزيه و تحليل موارد ياد شده مي‌توان گفت در عصر مشروطه سنت همچنان پابرجا بود و قدرت‌نمايي مي‌كرد. در زمامداري پادشاهان خودكامه قاجار همان سلطه سنتي كه وبر در مجموعه آراي خويش بدان پرداخته بود آشكارا رخ مي‌نمود. در حقيقت، شيوه حكومت قاجاريان و جامعه آن زمان ايران به درستي يادآور اقتدار سنتي مورد اشاره وبر است كه سلطه سنتي را مخصوص جوامع پيش از مدرنيسم فرض كرده بود. در اين راستا و با توجه به اوضاع نابسامان جامعه ايران آن عهد حتي تا اندازه‌اي مي‌توان بر درستي باور پوپر كه منتقد سنت و سنت‌زدگي است صحه نهاد؛ البته بدان شرط كه سنت با ارتجاع يكسان انگاشته شود. از ديگر سوي، قدرت و نفوذ اجتماعي افزون متوليان مذهب و نقش موثر علما نه تنها نظريه اقتدار سنتي وبر را به تقريب تاييد مي‌كند بلكه خود تصديقي است بر درستي نظريه دوركيم كه دين ازجمله اركان سنت به شمار مي‌آيد و به مثابه يك واقعيت اجتماعي بايد به آن نگريست.

شگفت‌انگيز است، سامانه و پشتوانه فكري مشروطه را روشنفكراني طرح‌ريزي كردند كه بسياري از آنان طرفدار سكولاريسم بوده و با پشتوانه انديشه‌هاي ناسيوناليستي و ليبراليستي گام به ميدان مبارزه نهاده بودند، اما همين نوانديشان نيز نتوانستند سنت را وانهند و براي تزريق افكار خويش به اذهان عموم در بيشتر مواقع دست به دامان بخشي از نهاد اصلي سنت يعني روحانيت شدند. البته آنان در اين ميان دست در دست آن بخش از روحانيت نهادند كه خود نيز به اصلاحات علاقه‌مند بودند، اما اصلاحات را نه از دريچه نگاه مدرنيسم برخاسته از غرب، بلكه از دريچه نگاه نوگرايي از بطن مذهب مي‌ديدند. بر درستي گفتار فوق از آن روي مي‌توان گواهي داد كه بسياري از بزرگان و حاميان مشروطه از ميان مجتهدان و واعظان برخاسته بودند. در حقيقت، ناگزيري تعامل نوگرايان با سنت‌گرايان تا بدان حد بود كه نوگرايان براي تقابل با آن بخش از سنت‌گرايان كه به مخالفت با مدرنيسم راي داده بودند از پشتيباني روحانيان بلند پايه‌اي چون آخوندخراساني، طباطبايي، بهبهاني و ناييني بهره جستند. اين نكته بصراحت خاطرنشان مي‌كند كه بايد بسان گيدنز بر نوعي تعامل ميان سنت و مدرنيته جهت پيشبرد امور معتقد بود و البته ياري جستن روشنفكران مذهبي از خود سنت براي اصلاح امور نشان از آن دارد كه به تعبير آشوري سنت قابليت باززايي دارد.

امير نعمتي ليمائي 
جام جم




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید