پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
محاكمه لويي شانزدهم،پادشاه فرانسه
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 47
نویسنده : mahdipc
218سال پيش در روز 11 دسامبر سال 1792 ميلادي محاکمه لويي شانزدهم ، پادشاه فرانسه که پس از خلع شدن از سلطنت توسط انقلابيون فرانسه لويي کاپه (نام جد اعلاي سلسله بوربون) ناميده مي شد در مجلس کنوانسيون که به دادگاه تبديل شده بود ، آغاز شد.

مجلس کنوانسيون که در سال هاي اول انقلاب فرانسه ميانه روها و آزادي طلبان در آن اکثريت داشتند ، در آن زمان جولانگاه ديکتاتوري وحشتناک جناح چپ ژاکوبن ها و مونتاياردها شده بود.

ماکزيميليان دو روبسپير به قدرت رسيده بود.روبسپير در روز 3 دسامبر سال 1792 ميلادي در يک سخنراني در کنوانسيون پيشنهادي محاکمه لويي شانزدهم را داد.

هنگامي که محاکمه آغاز شد و لويي شانزدهم جو حاکم بر مجلس کنوانسيون را ديد ، علي رغم دلگرمي دادن هاي مالزرب ، ترونشه و دوسز وکلاي مدافعش متوجه شد نمي تواند جان سالم به دربرد.

لويي شانزدهم در اين محاکمه که تا روز 15 ژانويه سال 1793 ميلادي به طول انجاميد متهم به انواع خيانت ها از جمله خيانت به کشور و خيانت به بشريت شده بود. اتهام خيانت به بشريت را روبسپير عنوان کرده بود.

از روز 15 تا 19 ژانويه کنوانسيون براي صدور حکم به مشورت مي نشيند ، سرانجام فقط با اکثريت يک راي حکم مرگ لويي شانزدهم به وسيله گيوتين تصويب مي شود.

به اين ترتيب ، در روز 11 دسامبر سال 1792 ميلادي ، محاکمه لويي شانزدهم ، پادشاه مخلوع فرانسه در مجلس کنوانسيون آغاز مي شود.

مجلس کنوانسيون فقط با اکثريت يک راي حکم مجازات مرگ او را تصويب مي کند.حکمي که بعدها تاريخ درباره آن قضاوت خود را اعلام کرد.


بهرام افتخاري




آغاز جنگ خونبار جمهوري چچن
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 47
نویسنده : mahdipc
16 سال پيش در روز 11 دسامبر سال 1994 ميلادي 3 لشکر زرهي روسيه به سوي شهر گروزني ، مرکز جمهوري چچن هجوم مي برند. اين آغاز يک جنگ خونبار و غيربشري بود که براي مدتي متوقف شد يا به جنگ چريکي تبديل گرديد و گاهي جنبه تروريستي يافت.

بااين حال با گذشت 16 سال هنوز تصور پايان کامل آن دشوار است. در اين 16 سال ، دو جنگ خونبار در چچن رخ دادند که جنگ دوم علي رغم کشته شدن رهبران اصلي جدايي طلبان چچن به صورت چريکي و تروريستي پراکنده ادامه دارد و حتي هر از چند گاه جمهوري هاي مجاور آن نيز دستخوش حملات خشونت بار مي شوند.

جمهوري چچن به زانو درآمده ، بدون اميد و بدون آينده و ارتش روسيه کماکان در اين جمهوري جدايي طلب که به يک سرزمين «ناکجاآباد» تبديل گرديده حضور دارد ، حضوري که به نظر مي رسد پايان نخواهد داشت.

جوهر دودايف ژنرال سابق شوروي در سال 1991 ميلادي استقلال جمهوري چچن را اعلام کرده بود.

در سال 1994 ميلادي دودايف رئيس جمهور چچن بود و بوريس يلتسين قدرت را در کرملين در دست داشت.

جمهوري چچن به يک معضل براي مسکو تبديل شده بود. بوريس يلتسين به جاي پيش گرفتن راه مذاکره تصور کرد يک «جنگ کوچک پيروزمندانه» موقعيتش را در مقابل مخالفان تحکيم مي کند.

در روز 11 دسامبر سال 1994 ميلادي ، روس ها تصور مي کردند با ورود نيروهاي ارتش روسيه ، چچن ها همگي تسليم مي شوند.

در حالي که استقلال طلبي چچن ها يک ريشه تاريخي دارد که به قرن نوزدهم و پس از اشغال اين سرزمين توسط روسيه تزاري بازمي گردد.

در عين حال ، استالين ديکتاتور شوروي در جنگ جهاني دوم کليه ساکنان جمهوري چچن و همسايگان اينگوش آنها را از سرزمين آبا اجدادي به استپ هاي سرد و بي آب و علف آسياي مرکزي تبعيد کرد.

در جريان اين تبعيد 13 ساله که تا مرگ استالين دوام داشت ، اغلب آنها جان خود را از دست دادند و پس از مرگ استالين دولت وقت شوروي وقتي اجازه بازگشت آنها را به زادگاهشان داد ، تعداد اندکي از آنها دوباره توانستند کوه هاي سرسبز وطنشان را به چشم ببينند.

در جنگ نخست چچن که با بي تدبيري بوريس يلتسين آغاز شد و مدت 20 ماه از سال 1994 تا 1996 ادامه داشت حدود 80 هزار غيرنظامي کشته شدند و جنگ با ناکامي روسيه خاتمه يافت.شهر گروزني به يک ويرانه تبديل شد.

سرزمين ويران شده چچن به صورت دو فاکتو استقلال يافت و اصلان مسخادوف که پس از کشته شدن جوهر دودايف به رياست جمهوري رسيده بود ، قدرت را دردست داشت.

در سال 1999 ميلادي ، ولاديمير پوتين که در آن زمان نخست وزير روسيه بود پس از يک موج حملات مشکوک که به چچن ها نسبت داده شد اما زمزمه هايي در مورد دست داشتن سرويس امنيتي فدرال روسيه در اين حملات رواج دارد ، بار ديگر تانک هاي ارتش کرملين را به ويرانه هاي جمهوري جدايي طلب چچن اعزام کرد.

آنگاه جنگ دوم چچن آغاز شد. يک نسل کامل از جوانان چچن فقط شاهد مرگ و رنج والدين ، کودکان ، برادران و خواهران خود بوده اند.

در اين ميان نيروهاي روسي نيز متحمل تلفات زيادي شده اند. با اين حال ، دو گروه از اين جنگ خونين و ضد بشري سود بردند ، گروه هاي افراطي چچن از اين جنگ براي پيشرفت مقاصد خود استفاده کرده و مقامات فاسد روسيه و باندهاي مافيايي در اين کشور که از بودجه هنگفت نظامي و بدون نظارت جيب هاي خود را پر کردند.

به اين ترتيب ، در روز 11 دسامبر سال 1994ميلادي 3 لشکر زرهي روسيه به سوي شهر گروزني مرکز جمهوري استقلال طلب چچن هجوم مي برند.

اين آغاز يک جنگ خونبار و ضدبشري بود. 16 سال بعد ، اين پرسش که «چرا اين جنگ آغاز شد؟» توسط پرسش ديگري که دردآورتر است ، محو گرديد «رنج مردم چچن چه زماني خاتمه مي يابد؟»...


بهرام افتخاري




جنايات ضد بشري ژاپن در نانجينگ
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 63
نویسنده : mahdipc
73 سال پيش در روز 13 دسامبر سال 1937 ميلادي سربازان ارتش ژاپن پس از 3 روز بمباران بي وقفه شهر نانجينگ يا نانکينگ (نانکن آن روزگار) در مرکز چين وارد اين شهر مي شوند.ورود سربازان ژاپني به شهر نانجينگ براي اهالي فاجعه بار بود.

ژاپني ها بلافاصله پس از تصرف شهر دست به قتل عام هاي گسترده و بي رحمانه مي زنند.

سربازان ژاپني انبوه مردان ، زنان ، کودکان و سالمندان شهر نانجينگ را با سرنيزه يا شمشير به قتل مي رساندند.آنها با توسل به وحشيانه ترين شيوه ها مردم نانجينگ را قتل عام کردند.

سربازان ژاپني دست به تجاوزهاي جمعي زده و براي تفريح دست و پاي مردم بي گناه را قطع کرده و با سر نيزه شکم زنان باردار را دريده و جنين آنها را بيرون کشيده و به هوا پرتاب مي کردند.

قتل عام نانجينگ در ميان جنايات عليه بشريت که در قرن بيستم رخ دادند داراي جايگاه ويژه اي است حتي اگر امروز حکومت ژاپن لجوجانه اهميت آن را تکذيب کند.

همه چيز از سال 1931 ميلادي آغاز شد. هنگامي که با موافقت هيروهيتو ، امپراتور ژاپن يک گروه از ژنرال هاي ملي گراي افراطي در توکيو به قدرت رسيدند.

آنها از جنگ داخلي چين سود جسته و ابتدا منطقه منچوري را تصرف کرده و آن را به عنوان يک کشور تحت قيمومت ژاپن به نام منچوکوئو درآورند.

اشغالگران ژاپني ، امپراتور سابق چين ، پويي «بي اختيار» را حاکم اين کشور پوشالي کردند. از آن پس نيروهاي ارتش ژاپن شروع به پيشروي در شمال چين کردند.

در روز 7 ژوييه سال 1937ميلادي ژاپني ها از يک حادثه در پل مارکوپولو در نزديکي شهر پکن بهانه اي ساختند تا دست به يک هجوم ناگهاني و گسترده براي اشغال سراسر خاک چين بزنند.

در چند ماه ، سربازان ژاپني بيش از يک ميليون کيلومتر مربع از خاک چين که بيش از 60 ميليون جمعيت داشت را تصرف کردند.

سربازان ژاپني براي سرکوب هرگونه مقاومت داخلي به طور سيستماتيک مرتکب وحشيانه ترين اعمال عليه غيرنظاميان بيگناه چيني مي شدند.

قتل عام ها به صورت يک قاعده درآمد. پس از تصرف شهر نانجينگ ، پايتخت سابق کشور چين و مقر موقت دولت چيانگ کاي چک ، قتل عام ها ابعاد گسترده اي يافتند.

چيانگ کاي چک ، رهبر کومينتانگ با رقيبان کمونيست عليه دشمن مشترک متحد شد و مبارزه عليه اشغالگران را از مناطق جنوبي چين رهبري مي کرد.

اين وضع تا شکست ژاپن در جنگ جهاني دوم در سال 1945 ميلادي و خروج ژاپني ها از خاک چين ادامه داشت.

به اين ترتيب ، در روز 13 دسامبر سال 1937 ميلادي سربازان ارتش امپراتوري ژاپن شهر نانجينگ را در مرکز چين تصرف کرده و وارد شهر مي شوند.

با ورود سربازان ژاپني کابوس وحشت آور مردم بيگناه نانجينگ آغاز مي گردد.

فجايعي که ژاپني ها در شهر ناکينگ مرتکب شدند در ميان جنايات عليه بشريت که در قرن بيستم رخ دادند داراي جايگاه ويژه اي است.

هنوز نسل سالخورده چين خاطره اين دوران وحشت بار را فراموش نکرده اند و هر سال براي بيش از 300 هزار نفر از قربانيان بيگناه شهر نانجينگ مراسم دعا برگزار مي کنند.


بهرام افتخاري 




کودتاي نظامي در لهستان
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 58
نویسنده : mahdipc
29 سال پيش در روز 13 دسامبر سال 1981 ميلادي ژنرال ووزچيك ياروزلسکي دست به کودتاي نظامي زد و در لهستان وضعيت فوق العاده اعلام کرد.

ياروزلسکي که اميدي به ياري شوروي گرفتار در باتلاق افغانستان نداشت تصميم مي گيرد به تنهايي به اين غائله خاتمه دهد.

در پي اعلام وضعيت فوق العاده در لهستان ، 6000 عضو اتحاديه کارگري از جمله لخ والسا دستگير شدند.اتحاديه آزاد همبستگي منحل شد.هيجان فراواني در لهستان و نيز در کشورهاي غربي حکمفرما گرديد.

در روز 18 اکتبر سال 1978ميلادي ، با انتخاب کارل ووجتيلا کاردينال لهستاني به مقام پاپ رهبر کاتوليک هاي جهان با نام پاپ ژان پل دوم ، مخالفت با رژيم کمونيستي لهستان جان تازه اي گرفت.

پاپ 58 ساله در ماه ژوئن سال 1979 ميلادي به زادگاه خود لهستان رفت.

در ماه فوريه سال 1980 ميلادي کارگران کارگاه هاي کشتي سازي بندر گدانسک تحت هدايت لخ والسا يک کارگر برق کار دست به اعتصاب زدند.اعتصاب ها در سراسر لهستان گسترش يافتند.

پايه هاي رژيم کمونيستي حاکم به لرزه درآمد و ادوارد گيرک رهبر حزب کمونيست ناگزير استعفا داد.

در روز 9 نوامبر سال 1980 ميلادي دولت لهستان اتحاديه همبستگي به رياست لخ والسا را به رسميت شناخت. بيش از 10 ميليون لهستاني عضو اين اتحاديه شده بودند.

با اين حال ، دامنه اعتصاب ها کاهش نمي يابد. ادوارد گيرک رهبر لهستان به زودي ناگزير به استعفا مي شود و ژنرال ووزچيک ياروزلسکي قدرت رادر اين کشور در دست مي گيرد.

به اين ترتيب ، در روز 13 دسامبر سال 1981 ميلادي ژنرال ياروزلسکي دست به کودتاي نظامي زد و در لهستان وضعيت فوق العاده اعلام کرد.

شوروي در افغانستان گرفتار شده بود و نمي توانست در بحران لهستان مداخله نظامي کند بنابراين ژنرال ووزچيک ياروزلسکي رهبر جديد کشور لهستان بايد به تنهايي اين بحران را حل مي کرد.

اين کودتا کسي را فريب نمي دهد زيرا نشانه ناتواني کمونيست ها در اداره کشور بود و نويد فروپاشي آتي امپراتوري شوروي را مي داد.


بهرام افتخاري




آموندسن قطب جنوب را فتح كرد
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 70
نویسنده : mahdipc
99 سال پيش در روز 14 دسامبر سال 1911 ميلادي روئالد آموندسن ، کاشف و ماجراجوي نروژي نخستين انساني بود که موفق شد خود را به مرکز قطب جنوب برساند.او با اين اقدام جسورانه نامش را در تاريخ جاودان كرد.

اين کاشف مصمم در سال 1903 تا 1905 توانسته بود با کشتي از گذرگاه شمال غرب ميان اقيانوس اطلس و آلاسکا عبور کند.

او قصد داشت قطب شمال را فتح نمايد اما در اين راه ناخدا پري آمريکايي بر آموندسن پيشدستي کرد.نروژي ماجراجو نااميد نشد و اين بار فتح قطب جنوب را هدف بلندپروازي خود قرار داد.

يک انگليسي به نام رابرت اسکات نيز همين رويا را در سر مي پروراند.

در روز 19 اکتبر سال 1911 ميلادي ، روئالد آموندسن پايگاه اصلي خود در خليج بالن ها در ساحل قطب جنوب را به همراه 4 مرد و 52 سگ سورتمه ترک کرد.

آموندسن موفق مي شود با يک برنامه ريزي دقيق و انتخاب يک مسير صحيح در روز 14 دسامبر زودتر از اسکات مرکز قطب جنوب را فتح کند.

او در آن مکان پرچم نروژ را نصب مي کند و يک نامه خطاب به اسکات، رقيب نگون بخت خود باقي مي گذارد.

رابرت اسکات يک ماه بعد به مرکز قطب جنوب مي رسد ، اما به دليل فرسودگي و تمام شدن آذوقه نمي تواند راه بازگشت را بپيمايد.

اجساد اسکات و همراهانش يک سال بعد ، همراه با يادداشت هايش کشف مي شود.

به اين ترتيب ، در روز 14 دسامبر سال 1911 ميلادي روئالد آموندسن ، کاشف نروژي نخستين انساني بود که موفق به فتح مرکز قطب جنوب شد.

برنامه ريزي دقيق و انتخاب مسير مناسب موجب شدند تا آموندسن بتواند بر رقيب خود رابرت اسکات پيروز شود.

يک سال بعد از اين تاريخ کشف اجساد اسکات و همراهانش همراه با آخرين يادداشت هاي نااميدانه اي که نوشته بودند طعم پيروزي را در کام روئالد آموندسن تلخ کرد.


بهرام افتخاري




امضاي پيمان برست ليتوفسك
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 63
نویسنده : mahdipc
93 سال پيش در روز 15 دسامبر سال 1917 ميلادي بلشويک ها که قدرت را در روسيه به دست گرفته بودند قرارداد ترک مخاصمه با امپراتوري هاي آلمان و اتريش را در منطقه برست ليتوفسک امضا کردند.

از فرداي روز 8 نوامبر سال 1917 ميلادي که بلشويک ها قدرت را در شهر پتروگراد (سنت پترزبورگ) پايتخت روسيه تزاري به دست گرفتند ، لنين رهبر کمونيست هاي بلشويک به آلمان و اتريش پيشنهاد صلح داد تا بتواند به تحکيم قدرت خود در روسيه بپردازد.

لنين رهبر بلشويک ها مي خواست پاي خود را از جنگ بزرگ که 3 سال پيش از اين تاريخ در سال 1914 ميلادي آغاز شده بود ، کنار بکشد.

او ابتدا به آلمان و اتريش پيشنهاد يک صلح بدون قيد و شرط را داد اما پاسخي نشنيد زيرا هنوز او به عنوان يک ياغي که قدرت را به دست گرفته و آينده اش نامشخص است ، شناخته مي شد.

آلمان ها و اتريشي ها لنين را به رسميت نمي شناختند و از آينده قدرت بلشويک ها اطمينان نداشتند ، بنا بر اين پيشنهادهاي لنين توجه نشان ندادند.

از سوي ديگر ، روس ها و حتي اعضاي حزب او مايل به ادامه جنگ با امپراتوري هاي آلمان و اتريش بودند ، تا بتوانند سرزمين هايي که روسيه از آغاز جنگ جهاني اول در سال 1914 ميلادي از دست داده بود را دوباره تصرف کنند.

بنابراين ، لنين به آلمان ها و اتريشي ها پيشنهاد ترک مخاصمه مي دهد.او مي خواست هر چه زودتر روسيه که انقلاب کمونيستي آن هنوز تحکيم نشده بود را از معرکه جنگ بيرون بکشد.

لنين که تصور مي کرد سرانجام انقلاب پرولتاريا سراسر جهان سرمايه داري را درمي نوردد ، تصميم گرفت به تمام تقاضاهاي آلماني ها پاسخ مثبت دهد.

مذاکرات صلح تا روز 3 مارس سال 1918 ميلادي به طول مي انجامد و جنگ ميان روسيه و امپراتوري هاي آلمان و اتريش خاتمه مي پذيرد.

آلمان ها سرزمين هايي که مي خواستند را تصرف مي کنند. فنلاند ، اوکراين ، کشورهاي بالت و بسياري ديگر از سرزمين هاي امپراتوري تزاري سابق روسيه از موقعيت استفاده کرده و با اعلام استقلال از روسيه جدا مي شوند.

به اين ترتيب ، در روز 15 دسامبر سال 1917 ميلادي بلشويک ها که قدرت را در روسيه به دست گرفته بودند در منطقه برست ليتوفسک قرارداد ترک مخاصمه با امپراتوري هاي آلمان و اتريش را امضا کردند که به نام قرارداد برست ليتوفسک شهرت يافت.

مذاکرات تا 3 مارس 1918 در برست ليتوفسک ادامه داشت و سرانجام در اين روز پيمان صلح ميان روسيه كمونيستي با امپراتوري هاي آلمان و اتريش امضا شد.

لنين براي تحکيم پايه هاي قدرت خود در روسيه به تمام خواسته هاي امپراتوري آلمان تن در داد تا بتواند از جنگ بزرگ خارج شود.

سرزمين هاي زيادي از روسيه جدا مي شوند. با پايان جنگ جهاني اول و پس از تحکيم موقعيت کمونيست ها ، آنها بخشي از اين سرزمين ها را دوباره تصرف مي کنند.

اما اشغال ساير اين سرزمين ها توسط استالين و در جنگ جهاني دوم صورت گرفت.


بهرام افتخاري




فتح بغداد توسط سلطان طغرل سلجوقي
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 46
نویسنده : mahdipc
955 سال پيش در روز 15 دسامبر سال 1055 ميلادي سلطان طغرل سلجوقي سرسلسله سلجوقيان شهر بغداد، مرکز خلافت عباسي را تصرف کرد.

سلطان طغرل سرسلسله سلجوقيان بدون آن که شهر بغداد در مقابل سپاهش مقاومت کند مرکز خلفاي عباسي را فتح کرد. طغرل متعلق به يکي از اقوام ترک ماورالنهر بود.

او پس از شکست دادن غزنويان و پادشاهان ملوک طوايفي ماورالنهر ، خراسان و ايران را تصرف کرده بود و سلسله سلجوقيان را به نام جدش سلجوق پايه گذاري کرد.

طغرل پس از فتح بغداد اجازه داد خليفه عباسي مقام ظاهري خود را حفظ کند.

تصرف بغداد نخستين گام پادشاهان سلجوقي براي فتوحات در منطقه آسياي صغير و خاورميانه آن روزگار بود. آلب ارسلان ، پادشاه سلجوقي امپراتور بيزانس ( رم شرقي ) را به سختي در ملازگرد شکست داده و بخشي از امپراتوري بيزانس را به خاک خود منضم مي کند.

يکي از طوايف آل سلاجقه که به عثماني ها مشهور شدند ، پايه گزار امپراتوري عثماني بودند.

به اين ترتيب ، در روز 15 دسامبر سال 1055 ميلادي سلطان طغرل سلجوقي شهر بغداد مرکز خلفاي عباسي را تصرف کرد.

تصرف بغداد نخستين گام پادشاهان سلجوقي براي فتوحات در منطقه آسياي صغير و خاورميانه آن روزگار بود.


بهرام افتخاري




پايان استعمار پرتغال در هند
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 58
نویسنده : mahdipc
49 سال پيش در روز 17 دسامبر سال 1961 ميلادي جواهر لعل نهرو ، نخست وزير هند موفق شد بندرگوا آخرين مستعمره پرتغال در شبه قاره هند را باز پس گيردو به استعمار پرتغال در شبه قاره هند خاتمه دهد.

در سال 1954 ميلادي ، هند پس از مذاكره با فرانسه مستعمرات اين كشور در خاك كشور مستقل هند را بازپس گرفت.

اما ، حكومت ديكتاتوري سالازار در پرتغال از بازپس دادن بندر گوا واقع در 400 كيلومتري جنوب بمبئي به هند خودداري كرد.

پرچم پرتغال از سال 1510 ميلادي كه بندر گوا توسط آلفونسو دوآلبوكرك تصرف شده بود بر فراز اين بندر كه لقب «مارس پرتغال» را داشت ، برافراشته بود.

بندر گوا در واقع پايتخت امپراتوري پرتغال هند شرقي محسوب مي شد.

پرتغال تجارت وسيعي را در اين منطقه به راه انداخته بود كه از شبه جزيره عربستان تا متصرفات اين كشور در آسياي جنوب شرقي گسترش داشت.اما با گذشت سال ها پرتغال بسياري از بنادري كه تصرف كرده بود را از دست داد.

جواهر لعل نهرو نخست وزير هند كه از مذاكرات با پرتغال براي بازپس گرفتن بندر گوا نتيجه نگرفته بود به ارتش هند دستور مي دهد به سوي بندر گوا حركت كند.

اين قدرت نمايي نظامي پرتغال را متقاعد مي كند تا بدون خونريزي بندر گوا را ترك نمايد.

به اين ترتيب ، در روز 17 دسامبر سال 1961 ميلادي جواهر لعل نهرو ، نخست وزير هند ، با توسل به زور اما بدون خونريزي بندر گوا را از كشور پرتغال بازپس مي گيرد و به استعمار پرتغال در شبه قاره هند خاتمه مي دهد.

بهرام افتخاري




پرواز نخستين هواپيماي تاريخ جهان
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 61
نویسنده : mahdipc
107 سال پيش در روز 17 دسامبر سال 1903 ميلادي دو آمريکايي به نام برادران رايت موفق شدند با هواپيمايي که اختراع کرده بودند ، پرواز کنند.

اورويل و ويلبوررايت هر يک به نوبت توانستند در جريان 4 پرواز ده ها متر را برفراز ساحل کيل دويل در ايالت کاروليناي شمالي بپيمايند.

اين نخستين بار در تاريخ بود که دستگاهي که وزن آن به مراتب سنگينتر از هوا بود به پرواز درآمد.

هواپيماي آنها به نام رايت فلاير 274 کيلو وزن داشت و داراي 2 بال موازي به طول 12 متر ، يک موتور احتراقي به قدرت 12 اسب و 2 پروانه بود.

ابتدا اورويل با هواپيما پرواز کرد ، سپس ويلبور موفق شد پروازي به مدت 59 ثانيه را انجام داده و مسافت 260 متر را برفراز تپه هاي ماسه اي ساحل کيل دويل بپيمايد.سرعت هواپيما در اين پرواز به 48 کيلومتر در ساعت رسيد.

گرچه اين يک آزمايش ساده جلوه مي کند ، اما يک مرحله حياتي در تاريخ هوانوردي محسوب مي شود.

هواپيماهايي که در دهه بعد ساخته شدند تفاوت چنداني با الگوي هواپيماي برادران رايت نداشتند.

تحول صنعت هوايي بعد از جنگ جهاني اول آغاز شد و با اختراع موتور جت در اواخر جنگ جهاني دوم روند تحول صنعت هوانوردي سرعت گرفت.

به اين ترتيب در روز 17 دسامبر سال 1903 ميلادي دو برادر آمريکايي به نام هاي اورويل و ويلبور رايت موفق شدند با هواپيمايي که اختراع کرده بودند ، پرواز کنند.

اين پرواز سرآغاز دوره اي بود که بشر در جريان آن توانست چند برابر سرعت صوت پرواز کرده و حتي فضا را تسخير کند.


بهرام افتخاري




درگذشت سيمون بوليوار
نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1389
بازدید : 51
نویسنده : mahdipc
180 سال پيش در روز 17 دسامبر سال 1830 ميلادي سيمون بوليوار ،قهرمان استقلال آمريکاي جنوبي در نزديکي شهر سانتامارتا در کلمبيا به دليل ابتلا به بيماري سل درگذشت.

سيمون بوليوار در روز 24 ژانويه سال 1783 ميلادي در شهر کاراکاس ونزوئلا و در يک خانواده اشرافي متولد شده بود. او در سن 9 سالگي پدرش را از دست داد.

سيمون ابتدا در ونزوئلا و سپس در اروپا تحصيل کرد و پرورش يافت.

او در اروپا توانست دانش هاي ادبي و علمي خود را عميق تر کرده و با آرمان هاي دموکراتيک الهام گرفته از انقلاب فرانسه آشنا شود.

اين آرمان ها زندگي او را تحت تاثير قرار داده و او را به مبارزه براي استقلال قاره آمريکاي جنوبي متقاعد کرد.

سيمون بوليوار در سفر ايتاليا هنگام صعود از کوه مقدس اين جملات را بر زبان آورد: «در مقابل شما سوگند مي خورم ، به خداوند پدرانم سوگند مي خورم ، به پدرانم سوگند مي خورم ، به شرافتم سوگند مي خورم و به ميهنم سوگند مي خورم که هرگز تا قبل از گسستن زنجيرهايي که قدرت حاکمه اسپانيا به ما تحميل کرده به بازوي خود استراحت و به روح خود آرامش نخواهم داد».

از آوريل سال 1810 ميلادي ، کلنل بوليوار به يکي از رهبران عمده جنبش آزادي بخش ونزوئلا تبديل شد.

در روز 6 اوت سال 1813 ميلادي ، سيمون بوليوار از سوي شوراي شهر کاراکاس عنوان «ليبرتادور» (آزادکننده) را يافت.

با اين حال ، در ژوئن سال 1821 ميلادي بود که سيمون بوليوار پس از پيروزي در کارابوبو توانست اسپانيايي ها را از خاک ونزوئلا بيرون براند.

از آن پس ، سيمون بوليوار تلاش خود را معطوف آزاد کردن ساير مستعمرات اسپانيا در قاره آمريکاي جنوبي کرد.جنگ در پس جنگ.

بوليوار موفق شد استقلال کلمبيا ، اکوادور ، پرو و بوليوي را به دست بياورد.

بوليوار قدرتمند از پيروزي هايش جمهوري کلمبيا بزرگ را با ادغام تمام اين کشورها تاسيس کرد و خود رئيس جمهور اين جمهوري پهناور شد.

بوليوار در جريان کنگره پاناما در سال 1826 ميلادي تلاش کرد يک کنفدراسيون از جمهوري هاي اسپانيايي آمريکا را تشکيل دهد.

او آرزوي تاسيس «ايالات متحده آمريکاي جنوبي» را داشت اما در تلاش خود شکست خورد.

سيمون بوليوار که توسط رقبايش از قدرت ساقط مي شود در سن پدرو آلخاندرينو يک مزرعه در نزديکي شهر سانتامارتا در انزوا در مي گذرد.

به اين ترتيب ، در روز 17 دسامبر سال 1830 ميلادي سيمون بوليوار ، قهرمان استقلال آمريکاي جنوبي در نزديکي شهر سانتامارتا در کلمبيا به علت ابتلا به بيماري سل درگذشت.

علي رغم فتوحات و کسب استقلال کشورهاي آمريکاي جنوبي از استعمار اسپانيا ، سيمون بوليوار در انزوا در مي گذرد و يک کشيش فقير سرخ پوست مراسم مذهبي را بر بالين بوليوار محتضر برگزار مي کند.


بهرام افتخاري 




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید